صبحانه
حمايت از سايت
درگيریهای کنونی
--- کتاب ---
- "Film Art, An Introduction", David Bordwell, Kristin Thompson, 2002
- "Introduction to Film History", Kristin Thompson, David Bordwell, 2002
- " Better Happy Than Rich", Michael Adams, 2001
- "Introduction to Film History", Kristin Thompson, David Bordwell, 2002
- " Better Happy Than Rich", Michael Adams, 2001
--- موسيقي ---
از کجا
به کمک:
Sunday, February 02, 2003
جادوگر يا رهبر
هیچوقت سخنرانی کامل خمينی را در بهشت زهرا در همين روزها و در بيست و اندی سال پيش، کسی پخش نکردهاست. (TrueSpeech WAV file) ما هم که بچه بوديم و اصلا يادمان نمیآید. ولی حالا که آدم آنرا گوش میکند میفهمد که چرا در اين سالها حتی سينهچاکان انقلاب و خمينی هم جرات پخش کردن اين سخنرانی را نداشتند. باورکردنی نيست که اين همه آدم عاقل و بالغ و تحصيلکرده و دنيا ديده، چطور اين وعدههای خندهدار و ديد اين مرد را نسبت به ادارهی مملکت ديدند و شنيدند ولی او را همچنان به عنوان رهبر حمايت کردند. طبيعتا آخر و عاقبت انقلابی که رهبر هرچقدر محبوبش به اندازهی بچهی دبستانی از مملکتداری چيزی نداند، بهتر از چيزی که الان هست نمیشود. همهی آقایان بيست سال روی تمام منابع انسانی و طبيعی اين مملکت بزرگ آزمون و خطا کردند تا به اينجا رسيدند که الان هستند، و اين هنوز از صفر هم عقبتر است. پدران و مادران ما چه فکر میکردند که به اين آسانی افسارشان را دست چنين آدمی دادند، که هرچقدر کاريزما داشت از وظيفهی اصلیاش يعنی مملکتداری چيزی نمیدانست. چه کسی پدران و مادران ما را جادو کرده بود؟ [ 20 نظر ]
هیچوقت سخنرانی کامل خمينی را در بهشت زهرا در همين روزها و در بيست و اندی سال پيش، کسی پخش نکردهاست. (TrueSpeech WAV file) ما هم که بچه بوديم و اصلا يادمان نمیآید. ولی حالا که آدم آنرا گوش میکند میفهمد که چرا در اين سالها حتی سينهچاکان انقلاب و خمينی هم جرات پخش کردن اين سخنرانی را نداشتند. باورکردنی نيست که اين همه آدم عاقل و بالغ و تحصيلکرده و دنيا ديده، چطور اين وعدههای خندهدار و ديد اين مرد را نسبت به ادارهی مملکت ديدند و شنيدند ولی او را همچنان به عنوان رهبر حمايت کردند. طبيعتا آخر و عاقبت انقلابی که رهبر هرچقدر محبوبش به اندازهی بچهی دبستانی از مملکتداری چيزی نداند، بهتر از چيزی که الان هست نمیشود. همهی آقایان بيست سال روی تمام منابع انسانی و طبيعی اين مملکت بزرگ آزمون و خطا کردند تا به اينجا رسيدند که الان هستند، و اين هنوز از صفر هم عقبتر است. پدران و مادران ما چه فکر میکردند که به اين آسانی افسارشان را دست چنين آدمی دادند، که هرچقدر کاريزما داشت از وظيفهی اصلیاش يعنی مملکتداری چيزی نمیدانست. چه کسی پدران و مادران ما را جادو کرده بود؟ [ 20 نظر ]
يکی از مفهومهايی که جديدا در بين وبلاگیها دارد جا میاقتد، TrackBack نام دارد. اين را مووبلتايپ جا انداخته بين مردم و منظور از آن لينک به نوشتههای ديگری است که به مطلب خاصی از وبلاگ آدم لينک میدهند. يعنی بجای اينکه طرف مثلا پای مطلب من کامنت بگذارد، میرود و در وبلاگ خودش مطلبی دربارهی آن مینويسد و بعد با فرستادن يک پيغام خاص، به سرور مووبلتايپ من حالی میکند که «آهای! برای فلان مطلبت يک چيزی فرستادم. آن را به ليست TrackBackهايت اضافه کن!» بعد بطور اتوماتيک خلاصهای از مطلب طرف که در وبلاگش نوشته شده، زير مطلب من ظاهر میشود. درواقع اگر کامنت، آدمها را به وبلاگها وصل میکند، ترکبک وبلاگها را به وبلاگها وصل میکند.
بطور فنیتر، میتوان برای هر مطلبی که آدم مینويسد، هم امکان کامنت دادن را باز نگه دارد، هم امکان ترکبک فرستادن از وبلاگهای ديگر را. شکل ظاهری آن ها را هم قشنگ میتواند تغییر دهد. (اساس کار ترکبک که در متن راهنمای آن توضيح داده شده، يک Ping ساده است که يک وبلاگ برای ديگری میفرستد.) بجز استفادهی عادی، کارهای خلاقانهای میتوان با از ترکبک (يا فعلا بقول خودم دنبالک) کرد که مثلا يکی از آنها در اين وبسايت مربوط به کتاب و يا مثلا در وبلاگ LazyWeb (همانیکه ايدههای تازهی ملت را جمع میکرد) انجام شده است. هنوز شايد تنها چهار، پنج وبلاگ فارسی اين امکان را دارند (آنهايی که با MT يا b2 درست شدهاند)، برای همين فعلا فايدهای ندارد راه انداختنش. ولی کمکم که جا بيفتد خيلی چيز خوبی است. [ 0 نظر ]
بطور فنیتر، میتوان برای هر مطلبی که آدم مینويسد، هم امکان کامنت دادن را باز نگه دارد، هم امکان ترکبک فرستادن از وبلاگهای ديگر را. شکل ظاهری آن ها را هم قشنگ میتواند تغییر دهد. (اساس کار ترکبک که در متن راهنمای آن توضيح داده شده، يک Ping ساده است که يک وبلاگ برای ديگری میفرستد.) بجز استفادهی عادی، کارهای خلاقانهای میتوان با از ترکبک (يا فعلا بقول خودم دنبالک) کرد که مثلا يکی از آنها در اين وبسايت مربوط به کتاب و يا مثلا در وبلاگ LazyWeb (همانیکه ايدههای تازهی ملت را جمع میکرد) انجام شده است. هنوز شايد تنها چهار، پنج وبلاگ فارسی اين امکان را دارند (آنهايی که با MT يا b2 درست شدهاند)، برای همين فعلا فايدهای ندارد راه انداختنش. ولی کمکم که جا بيفتد خيلی چيز خوبی است. [ 0 نظر ]
Saturday, February 01, 2003
گزارش بابک از مراسم افتتاحيه بيست و يکمين جشنواره سينمايی فجر در تهران
کلا اگر کسی دارد از جشنوارهی فيلم بطور مرتب چيزی مینويسد اينجا لينکش را بگذارد لطفا. [ 7 نظر ]
کلا اگر کسی دارد از جشنوارهی فيلم بطور مرتب چيزی مینويسد اينجا لينکش را بگذارد لطفا. [ 7 نظر ]
ايران يک - دانمارک صفر
(چقدر حيف شد که نتوانستم بازی را ببينم! فينال کی است؟ در تورنتو جايی هست که نشانش بدهند؟) [ 8 نظر ]
(چقدر حيف شد که نتوانستم بازی را ببينم! فينال کی است؟ در تورنتو جايی هست که نشانش بدهند؟) [ 8 نظر ]
اتفاق جديدی است که مسولان سياسی به مطالبی که در وبلاگهای پرخوانندهتر دربارهشان نوشته میشود جواب میدهند. اين يعنی اينکه وبلاگها مهماند و میتوانند مثل يک رسانهی کوچک عمل کنند. جوابهای مزروعی و ارغندهپور به مطلبی که سينا دربارهی انجمن صنفی روزنامهنگاران نوشته بود از اين نظر خيلی جالبند. همينطور پاسخ جواد فاضل لاريجانی به مطلبی که من يکی دو هفتهی پیش دربارهاش همينجا نوشته بودم.
ولی يک نکتهی مهم اينجا هست: کامنتهای وبلاگها اصلا سنديت ندارند و هرکسی میتواند خود را به جای کس ديگری جا بزند و به اسم او بنويسد. برای همين بهتر است آدمهای شناختهشده اگر میخواهند کامنت بدهند حتما با ايميل نويسندهی وبلاگ هم تماس بگيرند تا او مطمئن باشد که مثلا اين فلانی که نظر داده، همان فلانی معروف است. اين مسالهی هويت دزدی، هميشه يک مشکل بزرگ بوده در اينترنت و البته در مورد نظرخواهیهای داخل وبلاگها بعضیها دارند يک راه عملی پيدا میکنند که قبلا نوشته بودم.
ولی يک نکتهی مهم اينجا هست: کامنتهای وبلاگها اصلا سنديت ندارند و هرکسی میتواند خود را به جای کس ديگری جا بزند و به اسم او بنويسد. برای همين بهتر است آدمهای شناختهشده اگر میخواهند کامنت بدهند حتما با ايميل نويسندهی وبلاگ هم تماس بگيرند تا او مطمئن باشد که مثلا اين فلانی که نظر داده، همان فلانی معروف است. اين مسالهی هويت دزدی، هميشه يک مشکل بزرگ بوده در اينترنت و البته در مورد نظرخواهیهای داخل وبلاگها بعضیها دارند يک راه عملی پيدا میکنند که قبلا نوشته بودم.
دفتر حزب مشارکت در خوی، به تاييد صلاحيت دو زن که از نظر آنها بدحجاب هستند برای انتخابات شورای شهر، اعتراض کرده است. اينها را کی توی مشارکت راه داده است؟ (منبع: زنان ايران)
[ 5 نظر ]
داشتم دنبال سحابی میگوگليدم که به دوتا مطلب بامزه در گويا برخوردم که مال موقعی است که از زندان نامه داده بود بيچاره و خودش را در آن نفی کرده بود. يکی از مطلبها هجوی است بر آن نامه و آن يکی مقايسهی است بين سحابی قبل از زندان و سحابی هنگام زندان که در واقع ترکيب بيشتر شريعتمداری بود تا سحابی.
[ 3 نظر ]
يک نفر در متافيلتر به نقل از نيويورکتايمز نوشته که بر اساس مدارک امنيتی آمريکا، ايران بوده که حلبچه را بمباران شيميايی کرده، نه عراق! فکر کنم که اين داستان دروغ است، ولی به هر حال اگر کسی اطلاعات دقيقتری دارد بنويسد. (کامنتهای متافيلتر را هم بخوانيد.)
[ 15 نظر ]
Friday, January 31, 2003
از همان اول سعی کردم هميشه بگويم و بنويسم وبلاگهای فارسی، نه وبلاگهای ايرانی. برای اينکه زبان فارسی محدودهی بزرگتری از سرزمين ايران دارد. حالا میبينم که يک وبلاگ فارسی بهنام «افغانستان امروز» از دو ماه پيش راه افتاده که آن را ظاهرا يک جوان افعانی از سوييس مینويسد که ننوشته اسم کاملش را. ولی از محتوای مطالبش پيداست که با دولت کنونی افعانستان مخالف است و از کشته شدن آمريکايیها هم در افعانستان خوشحال میشود و حتی در حد حزبالهیهای ايران هم مذهبی است. وبلاگش خيلی تر و تميز است و از نظر فنی هم معلوم است که طرف آدم واردی است. ولی فکر کنم خيلی از من بدش میآید، چون باوجودی که خيلی خيلی قيافهی سايتش شبیه «سردبير: خودم» است و به احتمال زياد تعدای از لينکهايش را هم از همينجا پيدا میکند، اصرار دارد که هيچ اسمی از آن نبرد. شايد هم من اشتباه میکنم. ولی خلاصه خيلی خوشحالم که پای افغانستانیها هم به بلاگستان باز شد.(ليست وبلاگهای افغانی در سمت راست وبلاگش ببينيد.) منتظر تاجيکستانیها هم میمانيم. (لينک از طريق کامنتهای ملت در همين وبلاگ)
[ 24 نظر ]
صد سال نارنجی است (به رنگ بالای صفحهی خودم!) که میخواهم دربارهی RSS بنويسم، هی وقت نمیشود. آخرش RSS میآید و مرا مینويسد! (بله، من خل شدهام، چون خوابم میآید و فردا آخرين مهلت دادن شرح درسهايم به دانشگاه است و اين دانشگاههای خرابشدهی ايران، حتی توضيح درسها را به فارسی هم مثل آدم جايی ندارند که به آدم بدهند، چه برسد روی اينترنت و چه برسد به انگيسی... هنوز هم تمام نشده کاملا)
ترایپاد (همان Tripod منظورم است) هم وارد کار بساز و بفروش وبلاگ بطور انبوه شد. چون پولی است نتوانستم بروم ببينم يونيکد ساپورت میکند يا نه. اگر کسی پول زيادی داشت و رفت امتحان کرد، نتيجهاش را اينجا بنويسد.
[ 9 نظر ]
فهرست بسيار مختصر و مفيدی از نرمافزارهای اوپنسورسی که برای انواع کارهای مديريت محتوا يا CMS وجود دارند، به همراه امکان تست آنلاين آنها.
تعجب: اين آی.اس.پیهای ايرانی واقعا خنگند که نمیآیند به ملت سرويسهای هوستينگ مخصوص وبلاگ بفروشند، الان وقتش است و کلی بازار دارد. مثلا اگر کسی سرويس مجهز به LAMP (Linux, Apache, MySQL, PHP) بفروشد مطمئنم که حسابی کارش میگيرد. میگوييد نه،امتحان کنيد. ديگر همه از بلاگر و پرشينبلاگ خسته شدهاند و خيلیها حاضرند پول بدهند ولی سيستمشان زير کنترل خودشان باشد و درست کار کند. شما چی فکر میکنيد؟ [ 8 نظر ]
تعجب: اين آی.اس.پیهای ايرانی واقعا خنگند که نمیآیند به ملت سرويسهای هوستينگ مخصوص وبلاگ بفروشند، الان وقتش است و کلی بازار دارد. مثلا اگر کسی سرويس مجهز به LAMP (Linux, Apache, MySQL, PHP) بفروشد مطمئنم که حسابی کارش میگيرد. میگوييد نه،امتحان کنيد. ديگر همه از بلاگر و پرشينبلاگ خسته شدهاند و خيلیها حاضرند پول بدهند ولی سيستمشان زير کنترل خودشان باشد و درست کار کند. شما چی فکر میکنيد؟ [ 8 نظر ]
آمار ندستتز تاحدودی وضعيت وبلاگهای فارسی را از نظر تعداد بيننده نشان میدهد.
کاپوچينو: «در تهران هم بدون اين لباس [روحانيان] جايي رفته ايد؟
ابطحی: بله. تفريبا تمام خريد خانه را بدون لباس رسمی انجام ميدهم.»
ابطحی: بله. تفريبا تمام خريد خانه را بدون لباس رسمی انجام ميدهم.»
آيا شخصيت انيميشنی اعصابخردکن هری پاتر را از روی قيافهی ولادمير پوتين ساختهاند؟ «در رکاب اينترنت» میپرسد.
Thursday, January 30, 2003
گزارش جديد گاردين، بهترين مطلبی است که تا حالا دربارهی جنبههای اقتصادی وبلاگ خواندهام. بزودی مطلبی دربارهی همين موضوع و شايد هم کمی کلیتر منتها فقط دربارهی ايران خواهم نوشت.
[ 1 نظر ]
سايت علیرضا نوریزاده هم مووبل تايپی شد. البته من نقشی در آن نداشتهام. کار کار گويا است.
بابا تو رو خدا وقتی از ياهو ايميل فارسی میفرستيد، HTMLاش نکنيد که گند میزند به همه چی. همان طوری حالت عادی text بفرستيد به شکل يونيکد، قشنگ خوانده میشود.
بخش ويژهی جشنوارهی فيلم فجر در سايت ۳۰نما: فيلمهای ايرانی بخش مسابقه، فيلمهای خارجی، هيات داوران و...
شرکت اپل، سال پيش يک سری آگهی تلويزيونی ساخته بود به هدف اينکه کاربران پی.سی را تشويق کند که رو بياورند به مکينتاش. در اين سری آگهیها يک سری آدمهای واقعی میآمدند و از اينکه چرا از پی.سی به مک آمدهاند میگفتند. خيلی آگهیهای موفق و محبوبی شد پارسال. حالا طرفداران لينوکس هم برای خودشان يک چيزی شبيه به آن درست کردهاند و همه را تشويق میکنند که از هرجا هستند رو بياورند به لينوکس که در واقع سيد نرمافزارهای اوپنسورس دوعالم است.
سينا دوباره شروع کرده به نوشتن، آن هم به کمک مووبل تايپ (ص). بهنودآنلاين را هم بردهام روی مووبل تايپ و کمکم تغييراتی را هم در آن دارم میدهم.
Wednesday, January 29, 2003
تمام حقوق مربوط به اين صفحه متعلق به حسين درخشان و براساس لايسنس Creative
Common است.