iransmsboxxx.jpg

دوشنبه 21 شهریور 1384
پویایی فرهنگ هر کشور ی در " آزادی " نهفته است
-

اشاره :کامیار عابدی در سال 1347 در " ماسال" از توابع تالش متولد شد و تحصیلاتش را تا مقطع فوق ليسانس تاریخ در دانشگاه مجتمع عالی دهخدا قزوین ادامه داد او از زمره منتقدین و پژوهشگران عرصه ادبیات است وتاکنون آثار بسیاری از این نویسنده منتقد منتشر گردیده که از چمله آنها می توان به کتاب " در زلال شعر" و " چهره های شعر معاصر ایران" اشاره داشت .
مهمان امروز این شماره " ایران ما" اختصاص به آشنایی با این نویسنده خوش قلم دارد و آنچه پیش رو است حاصل گفتگوی صمیمانه همکار ما " آناهیتا پزشکپور" با این متنقد و پژوهشگر ادبی است که در پی می خوانید .

1-چند اثر پژوهشی و تحلیلی از شما در زمینه ادبیات منتشر شده است و در مجموعه آثار مطرح قرار دارد . درباره این آثار و نیز کتابها ی در دست انتشارتان بگوئید ؟

با سپاس از لطف شما . باید بگویم که از سال های پایانی دهه 1360 ، یعنی زمانی که بیست ودو – سه سال بیشتر نداشتم ، به بررسی و تحلیل بخش های متنوع و مختلف شعر فارسی ایران پرداخته ام و هنوز به این کار ادامه می دهم . به عمد نوشتم " فارسی ایران " تا بگویم که متاسفانه تا کنون نتوانسته ام درباره شعر فارسی افغانستان ، تاجیکستان ، آسیای مرکزی ( به ویژه اربکستان ) و شبه قاره هند مطالعه گسترده ای داشته باشم و کاری انجام دهم . حوزه زمانی بررسی ها و تحقیق هایم از 1285 خورشیدی (1906میلادی ) یعنی از انقلاب مشروطه به بعد است . درباره برخی شاعران معاصر ( مانند سهراب سپهری ، امیر هوشنگ ابتهاج ، محمد تقی بهار ، گلچین گیلانی ، سیمین بهبهانی ، سیاوش کسرایی ، محمد رضا شفیعی کدکنی و عده ای دیگر ) تک نگاری هایی تفصیلی نوشته ام ؛ شعر شاعران زن عصرمان را در یک کتاب مورد تحلیل و گزینش قرار داده ام و مجموعه ای از مقاله ها و نقدهای خود را تاسال 1380 در یک کتاب 450 صفحه ای گرد آورده و منشتر کرده ام .
در اواخر مرداد ماه جاری ، چاپ پنجم کتابم درباره شعر سهراب سپهری در نشر ثالث تهران انتشار یافت . در این ویرایش ، علاوه بر بازنگری در تحلیل های ادبی ، مجموعه کاملی از شعرهای سپهری، که در " هشت کتاب " چاپ نشده ، گرد آمده است . در باره آثار در دست انتشارم باید اشاره کنم که در یک سال آینده ، گذشته از تجدید چاپ تحلیل هایم درباره بهار و ابتهاج ( البته به صورت گسترش یافته و با ویرایشی نو ) دو کتاب جدید از آثار ناچیزم نشر خواهد یافت . یکی از این دو ، دومین مجموعه از مقاله هایم ( از سال 1381 به بعد ) است و به گونه عمده ، به موضوع شعر فارسی در عصر ما مربوط می شود . کتاب دوم ، " مقدمه ای به شعر فارسی در سده بیستم میلادی " است و در واقع ، آن را می توان تاریخ تحلیل ادبی فشرده اما بسیار دقیقی از شعر صد سال گذشته ایران دانست . این کتاب ، حاصل سه سال کار ، و حدود هفده سال جست و جو و تجربه اندوزی من در این زمینه است .

book9229_2.jpg

2-با توجه به این که تمرکز اصلی شما در زمینه نقد ادبی است ، میل داریم نظرتان را در زمینه جایگاه و روند نقد ادبی در ادبیات امروز ایران بدانیم ؟

تردید نیست که نقد ادبی ما به دلیل آشنایی با ادبیات مغرب زمین گسترش زیادی پیدا کرد و اندک – اندک ، هم چنان که در یکی – دو جا اشاره کرده ام ، از دهه 1340 تا کنون ، از حس انتقادی به سوی خرد انتقادی گرایش یافته است . دست کم ، این که می توان بارقه های خرد انتقادی را در بخشی از نقد و بررسی ها یافت . البته این موضوع که ممکن است فرهنگ نقد در کشور ما بسیار ضعیف باشد ، تا حد زیادی درست است . اما باید دید دلیلش چیست . به نظر من ، نقد ادبی ، به شکل تخصصی به وجود نهادهای فرهنگی قدرتمند ، اصیل و دیر پا ، مانند مراکز علمی ، دانشگاهی ، پژوهشی ، انتشاراتی و مطبوعاتی وابسته است و ما متاسفانه چنین مراکزی نداشته ایم . از این رو ، نقد ما وابسته به حرکت های مشخص بوده است : گه گاه چراغهایی روشن می شود ، اما چراغهایی که تا پایان راه روشن می ماند ، بسیار اندک است . البته سوگمندانه باید بگویم برخی دوستان شاعر و نویسنده چون آثارشان به شکلی که خودشان می پسندند ، مورد تحلیل همین اندک چراغهای روشن قرار نگرفته ، حتی تا آن جا پیش می روند که ، به کلی منکر وجود نقد ادبی در ایران می شوند . این موضوع جز بی انصافی نام دیگری ندارد .
اجازه دهید محافظه کاری نکنم و به چند نام دراین زمینه اشاره کنم . ما چند استاد و منتقد و محقق دانشگاهی داشته ایم که به روند نقد ادبی یاری رسانده اند ( پرویز ناتل خانلری ، عبدالحسین زرین کوب ، غلامحسین یوسفی و محمد رضا شقیعی کدکنی ) . چند متخصص و منتقد ادبیات معاصر هم از دهه 1340 داریم که در کتابها و بیش تر مطبوعات به گستردگی ، به بررسی ادبی پرداخته اند ( عبدالعلی دست غیب ، رضا براهنی ، محمد حقوقی ، اسماعیل نوری علا). پس از سال 1357 کسانی مانند تقی پور نامداریان و سیروس شمسیا در دانشگاه ها به نقد ادبی و ادبیات معاصر علاقه مندی نشان دادند و آثاری پدید آوردند . در بیرون از دانشگاه ها هم کسانی مانند عنایت سمیعی ، مشیت علایی و حسن میر عابدینی ( و با فروتنی بگویم ، خود من ) به نقد و تحلیل آثار معاصران پرداختند . در بیرون از ایران هم ، در صف ادیبان مهاجر ، کتاب ها و مقاله ی متعددی از محمد علی همایون کاتوزیان ، حورا یاوری ، احمد کریمی حکاک ، محمود فلکی ، فرزانه میلانی ، آذر نقیسی ، ملیحه تیره گل و عده ای دیگر در این زمینه نشر یافته است .

1ceb9078ec4e36aec12737602832456a.jpg

3-تصور می کنیم که در بخشی از آثار شما موضوع " هویت ملی " مورد توجه خاصی قرار گرفته است . چه دلیلی برای این کار دارید ؟

مساله "هویت ملی " یا هویت ایرانی مساله ای نیست که بتوان از آن گذشت . ماریشه ای داریم و فرهنگی و ادبیاتی و زبانی که باید به آن احترام بگذاریم ، از آن نگهداری کنیم و صد در صد در گسترش آن بکوشیم . در واقع ، ملت های قدیمی مانند ملت ما دو وظیفه دشوار و توامان راباید در کنار هم به پیش ببرند : یکی حفظ دست آوردهای گذشته و دیگر ، به دست آوردن دست آوردهای جدید .البته برای رسیدن به این دست آوردها ما ناگزیر از نقد گذشته ایم . اما نقد به معنی نفی نیست . گروهی به گذشته چسبیده اند و گروهی هم ازگذشته بریده اند . اما هیچ کدام از این دو راه نیست . بهتر است بگویم که هر دو بی راهه است . از این رو ، یکی از مهم ترین دغدغه های ذهنی من ، نوع استمرار هویت ایرانی است و پیوند ایران گذشته و اکنون است . اعتقاد دارم که این موضوع ، موضوعی انتزاعی نیست و باید با عناصر فرهنگی و ادبی به انتقال این هویت اندیشید .

book9231_2.jpg

4- اما آیا با این تفصیل و به عنوان مثال ، تصور نمی کنید حضور اسطوره های ایرانی در شعر معاصر ، که حوزه کار شماست ، بسیار اندک است ؟

این که شعر معاصر ما به اسطوره های بومی و ملی بسیار کمتر توجه کرده است ، درست است ، شاید یکی از دلیل ها آن باشد که دوره معاصر ، دوره گذار سنت به تجدد است و در این گذر ، به طبع ، بخش هایی از سنت به کنار زده می شود . گذشته از این ، واقعیت های هولناک ، به جهان اسطوره ای لطمه های جدی وارد کرده است : بخش عمده ای از اسطوره های ایرانی در نوع زیست حماسی ایرانیان تعین یافته است و ما ایرانیان ، اکنون در دوره فرود خودیم و نه اوج . البته بهره وری اندام وار (organic) از اسطوره ها کاری بسیار دشوار است و بی تردید از ذهن و زبان گویندگان توانا و فرهیخته باید عبور کند . اما این را هم بگویم که در عصر ما ، در لحظه هایی که برخی شاعران به اسطوره های ایرانی پرداختند ( مانند مهدی اخوان ثالث ، سیاوش کسرایی ، حمید مصدق و عده ای دیگر ) با همه ضعف های ساختاری یا زبانی که ممکن است آثار برخی از این شاعران داشته باشد ، توجه ، استقبال و اقبال خوانندگان و علاقه مندان ایرانی به سروده های ایشان بیش از حد تصور بوده است . " آرش کمانگیر " را در نظر بگیرید که از سال سروده شدنش (1338) تا کنون به شکلی گسترده و تا حدی " ملی " مورد توجه ، استقبال و اقبال قرار گرفته است .

5- در پایان این گفت و گو علاقه دارم تا نظر شما را درباره سانسوربدانم ؟

البته می دانید که علاقه ای به وارد شدن در مسایل سیاسی نداشته ام و ندارم . اما در این زمینه خاص باید بگویم که وجود ممیزی در هر کشور وفرهنگی ، نشانه ضعف آن کشور و فرهنگ است و ما متا سفانه باید بیذیریم که این ضعف را داریم . پویایی هر کشور و فرهنگی در " آزادی " نهفته است ؛ به شرط آن که مخل حریم و حرمت دیگران نباشد و نشود ، چه در سطح حاکیمت های سیاسی و چه در لایه های مختلف اجتماعی باید به " آزادی " احترام گذاشته شود . همین .

6- و حرف آخر شما ؟

آرزوی پایندگی برای ایران ما و " ایران ما " .


بنیاد فرهنگی دکتر فریبرز بقایی

IranClick2.jpg

anjomansenfi222.jpg


anjomandefaadver.jpg


soroshadver1.jpg

logo_presan.gif

logo-iranema.gif


هرگونه برداشت یا استفاده از مطالب تنها با ذکر نام روزنامه ایران ما مجاز می باشد [ Copyright 2005 Iranema Online ]