چهارشنبه، 25 بهمن 1385 - شماره 1331
   
 
صفحه نخست :: اخبار :: حوادث
به بهانه پيش فروش آپارتمان صورت گرفت
کلاهبرداري 300 ميليوني از خريداران مسکن


گروه حوادث؛ صاحبان يک شرکت ساختماني که به بهانه پيش فروش آپارتمان اقدام به کلاهبرداري 300 ميليون توماني از 48 مشتري خود کرده بودند تحت پيگرد قرار گرفتند.

به گزارش خبرنگار ما سه مرد که با شراکت يکديگر يک شرکت ساختماني راه انداخته بودند، به بهانه پيش فروش آپارتمان هاي يک مجتمع مسکوني در غرب تهران از 48 خريدار مسکن 300 ميليون تومان دريافت و از تحويل آپارتمان ها خودداري کردند.

يکي از شاکيان پرونده که آپارتماني 80 متري را پيش خريد کرده بود در شکايت خود به شعبه اول دادسراي خارک تهران گفت؛ من سال 82 از پيش فروش واحدهاي يک مجتمع مسکوني مطلع شدم و تصميم گرفتم يکي از واحدهاي 80 متري آن را پيش خريد کنم. با توجه به قراردادي که با شرکت بستم قرار شد مبلغي را به عنوان پيش پرداخت اوليه به صاحب پروژه پرداخت کنم و بقيه مبلغ را در مراحل مختلف به صورت اقساط بپردازم. من تمام اقساط را به موقع پرداخت کردم اما پس از چند قسط وقتي خواستم از پيشرفت پروژه اطلاع کسب کنم متوجه شدم با وجود گذشت يک سال از زمان شروع پروژه هنوز کلنگ آن را هم نزده اند. شاکي ديگري نيز که اقدام به پيش خريد آپارتمان کرده است، گفت؛ من نيز پس از مدتي متوجه شدم که مسوولان شرکت بي دليل ساخت مجتمع را به تعويق انداخته اند. به همين دليل چندبار سعي کردم با مجري پروژه تماس بگيرم و با خود وي صحبت کنم اما هرچند باري که براي اين کار تلاش کردم به نتيجه نرسيدم و همان موقع بود که متوجه شدم اين ماجرا يک کلاهبرداري است. براي همين تصميم به شکايت گرفتم.

پس از طرح اين شکايت تحقيقات آغاز و مشخص شد که صاحبان اين شرکت در پروژه ديگري نيز در مرکز تهران به همين منوال با مشتريان خود برخورد کرده و 15 واحد آپارتمان را به 21 نفر فروخته و در نهايت هيچ آپارتماني را به کسي تحويل نداده اند.

بازپرس شعبه اول دادسراي ناحيه 6 که پرونده اين کلاهبرداري 300 ميليوني را مورد بررسي قرار داده است، پس از بررسي پرونده، متهمان را به ساخت، تکميل و تحويل آپارتمان هاي پيش فروش شده و پرداخت خسارت تاخير در تحويل براي هر روز مبلغ 200 هزار ريال محکوم کرد.
پدر دل آرا در گفت وگو با «اعتماد»؛
براي اثبات بي گناهي دخترم تلاش مي کنم

گروه حوادث؛ در حالي که منابع آگاه از بيماري شديد دل آرا دختر نقاش متهم به قتل خبر مي دهند و آزمايشات پزشکي روي او آغاز شده است، پدر او اعلام کرد همچنان براي اثبات بي گناهي دل آرا تلاش مي کند. پدر دل آرا دارابي روز گذشته به خبرنگار ما گفت؛ در حال حاضر نگراني من از بيماري دخترم است و هنوز جواب آزمايشات او آماده نشده است. اما درخصوص پرونده دل آرا بايد بگويم، من به دنبال اثبات بي گناهي دخترم هستم، نه گرفتن رضايت اولياي دم مقتول.

وي ضمن تشکر از کساني که تاکنون تلاش هايي براي جلب رضايت اولياي دم انجام داده اند، گفت؛ اکنون موضوع اعلام رضايت اولياي دم نيست، دختر من بي گناه است و من به دنبال آن هستم که اين موضوع را ثابت کنم. دل آرا عامل قتل دختر عمويم نيست و مباشر قتل شخص ديگري است.

وي ادامه داد؛ روزي که دل آرا را تحويل ماموران دادم، تحت تاثير اتفاقي که افتاده بود، قرار گرفتم و به حرف دل آرا که مي گفت بي گناه است، گوش نکردم، اما بعد از 15 روز وقتي فهميدم اشتباه کرده ام و دل آرا عامل اصلي قتل نبوده تلاش خودم را براي کمک به او آغاز کردم. اگر کسي هم مي خواهد به دل آرا کمک کند بايد براي اثبات بي گناهي او قدم بردارد نه اينکه دنبال رضايت باشد.

پدر دل آرا دارابي ادامه داد؛ پيش از اين هم افراد بسياري براي جلب رضايت اولياي دم تلاش کردند و گفتند که حاضر هستند وساطت کنند، اما من به دنبال رضايت نيستم، اگر به دنبال گرفتن رضايت بودم، همان طور که خودم دخترم را تحويل پليس دادم، همان طور هم به دنبال رضايت مي رفتم.وي افزود؛ هيچ دليلي به جز اعترافات اوليه دخترم براي اثبات اينکه دل آرا عامل اصلي قتل بوده در پرونده وجود ندارد که آن اعترافات هم به خاطر فشار روحي ناشي از بي توجهي من بود. دل آرا دختر دل رحمي است و من اطمينان دارم که او بي گناه است.پدر دل آرا در مورد خبر حضور دو هنرپيشه سينما در خانه اولياي دم براي گرفتن رضايت گفت؛ ضمن احترام به اين دو نفر بايد بگويم که اين خبر را به روزنامه اعلام کردم، براي اينکه از آنها تشکر کنم و بگويم اين خواست من نبوده که آنها چنين کاري انجام دهند و دل آرا هم چنين چيزي را نمي خواهد، ما فقط مي خواهيم ثابت کنيم که دل آرا عامل اصلي قتل نيست. من با اعلام اين خبر مي خواستم از کساني که براي دخترم تلاش مي کنند، تشکر کنم. وي گفت؛ ناراحتي و غم من کمتر از فرزندان مهين نيست. او دختر عموي من بود و بزرگ تر خانواده، آنها حق دارند که به دنبال احقاق حقوقشان باشند و من هم به دنبال احقاق حقوق واقعي آنها هستم و احترام زيادي برايشان قائل هستم. بنا بر اين گزارش دل آرا دختر 19 ساله يي که از دو سال پيش به اتهام قتل دختر عموي پدرش در زندان به سر مي برد، به دليل فشارهاي روحي و رواني بيمار است و تلاش وکيل مدافعش براي اثبات بي گناهي او در قتل عمد و بهتر شدن شرايطش در زندان ادامه دارد.

دومين جلسه محاکمه متهمان ترور قاضي مقدس برگزار شد
چگونه به بانک ها دستبرد مي زديم

دومين جلسه رسيدگي به اتهامات متهمان ترور قاضي مقدس صبح ديروز در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

به گزارش ايسنا در ابتداي جلسه دادگاه که به رياست قاضي ابوالقاسم صلواتي در شعبه 15 دادگاه انقلاب برگزار شد صفرعلي خاکي نماينده دادستان به توضيحي در رابطه با قسمت دوم پرونده و اتهامات متهمان در زمينه سرقت مسلحانه از بانک، سرقت خودرو و سرقت اسلحه پرداخت و تاکيد کرد؛ هيچ اميدي به بازگشت متهمان اين پرونده به اجتماع نيست و از آن جايي که مجرميت مجيد و حسين (متهمان رديف اول و دوم) از نظر دادسرا محرز شناخته شده است اشد مجازات را براي اين متهمان از محضر دادگاه خواستارم.

نماينده دادستان اتهام محاربه و افسادفي الارض متهمان رديف اول و دوم و برهم زدن امنيت و اخلال در نظم عمومي از سوي آنان را به همراه مجرميت اين دو متهم از ديدگاه دادسراي امور جنايي تهران محرز و مسلم دانست و افزود؛ متهمان از طريق ارتکاب بزه هاي مورد اشاره در کيفرخواست از جمله سرقت و حمل سلاح و ساير اتهامات با ايجاد رعب و وحشت در جامعه در جهت گستراندن اقدامات تبهکاري برآمدند و موجب ايجاد فساد روي زمين شده اند.در ادامه اين جلسه متهم رديف اول مجيد ک. 27 ساله در جايگاه قرار گرفت و در رابطه با اتهامات خود مبني بر سه فقره قتل عمدي، چهار فقره ايراد جرح عمدي، پنج فقره سرقت مسلحانه از بانک، سه فقره سرقت مسلحانه اتومبيل شخصي، يک فقره سرقت مسلحانه اسلحه از نگهبان سفارت قرقيزستان و حمل سلاح به دفاع از خود پرداخت و از آنجايي که اتهام قتل در جلسه گذشته مورد رسيدگي قرار گرفته بود وي پس از تفهيم اتهام در رابطه با سرقت مسلحانه از بانک، سرقت اسلحه و خودرو و حمل سلاح از خود دفاع کرد.

وي در رابطه با اولين سرقت مسلحانه از بانک اظهار داشت؛ اولين سرقت را به همراه مسعود و جواد و از بانک صادرات شعبه صفايي شرقي انجام داديم. ابتدا جواد سلاح کلاشي را که به همراه داشت پس از ورود به سمت مامور نشانه رفت، مسعود مامور را خلع سلاح کرد و پشت گيشه پرداخت پول رفت و مقداري پول برداشت و پس از آن با حدود بيش از چهار ميليون تراول و وجه نقد با موتور از محل گريختيم و هيچ ماموري در بانک وجود نداشت که زخمي شود. وي ادامه داد؛ دومين مورد سرقت از بانک ملي شعبه بلوار ابوذر بود که به همراه مسعود و جواد سه نفري وارد شديم، هر سه مسلح بوديم، من اسلحه کلاش را کشيدم و بعد مسعود و جواد اوضاع بانک را در دست گرفتند و حدود دو ميليون تومان وجه نقد را از اين بانک به سرقت برديم و گريختيم. در اين بانک هم ماموري وجود نداشت. متهم رديف اول در رابطه با نحوه سرقت سوم گفت؛ اين سرقت از بانک ملي شعبه حدادعادل بود و من به همراه احسان که هر دو مسلح بوديم وارد بانک شديم. اسلحه ها را کشيديم و مقداري پول و تراول به سرقت برده و گريختيم. وي افزود؛ چهارمين بانکي را که سرقت کرديم بانک ملي شعبه چهارراه کوکاکولا بود که براي خرد کردن تراول ها به اين شعبه مراجعه کرده بوديم اما از آنجايي که پيش از اين در رابطه با تراول هاي مسروقه استعلام شده بود مامور بانک متوجه شد و در اين هنگام اسلحه هايي که مخفي کرده بوديم را به روي مامور بانک کشيديم که پس از تلاش من براي خروج از بانک يک مامور مرا تعقيب کرد که با شليک يک گلوله به ناحيه شکم او را مجروح کردم.متهم رديف اول با بيان اينکه مامور مجروح شده چند قدمي عقب رفته و مجدداً به جلو آمده بود و به همين دليل يک گلوله ديگر در سينه او شليک کرده است، اظهار داشت؛ پس از مامور اول مامور ديگري به سمت من آمد که مسلح بود. فاصله من با او بسيار کم بود. يک تير به سينه او زدم و پس از آن فرار کردم. وي ادامه داد؛ درگيري من با مامور دوم به دليل اين بود که يکي از مردم فرياد «دزد را بگيريد» سر داده بود. به همين دليل با مامور دوم که از خارج بانک وارد مي شد و اطلاعي از جريان نداشت درگير شدم که به همين دليل با عجله فرار کردم و حدود يک ميليون تومان از تراول ها را در بانک جا گذاشتم. مجيد متهم رديف اول در ادامه دفاعيات خود با بيان اينکه سرقت پنجم را از بانک ملي شعبه امامت انجام داده است و حسين و احسان به همراه وي بوده اند، گفت؛ من و حسين (متهم رديف دوم) مسلح بوديم. پس از ورود به بانک بعد از آنکه مامور بانک مقاومت کرد يک تير مشقي و سه تير جنگي به او شليک کردم. وي ادامه داد؛ از اين بانک حدود 22 ميليون تراول به سرقت برديم. با مردم کاري نداشتيم و آنها را تهديد نمي کرديم و فقط از اين بانک سرقت کرده بوديم. متهم رديف اول در پاسخ به اين سوال قاضي مبني بر اينکه وجوهات به سرقت رفته را در طول مدت پيش از دستگيري چگونه خرج مي کرديد، گفت؛ در اين مدت نياز به پول داشتيم و براي خرج و مخارج خود از وجوهاتي که به سرقت برده بوديم استفاده مي کرديم. در ادامه اين جلسه متهم رديف اول در رابطه با اتهام سرقت سه دستگاه خودرو اظهار داشت؛ اولين خودرو يک دستگاه پژو 405 بود که با مراجعه به يک آژانس به صورت حضوري آن را کرايه کرديم و حوالي پونک بود که در مسير خلوتي با کشيدن اسلحه به سمت راننده از وي خواستيم از ماشين پياده شود و پس از آن خودرو را به سرقت برديم. بعد از آن با همين ماشين به سوي سفارت قرقيزستان رفته و اسلحه نگهبان اين سفارت را که از قبل برنامه ريزي کرده بوديم به سرقت برديم. وي در رابطه با انگيزه اصلي از سرقت سلاح گفت؛ قصد داشتيم ماشين حمل پول را در آينده به سرقت ببريم به همين دليل نياز به اسلحه داشتيم و مي خواستيم سلاح جمع کنيم.

حسين راننده اولين ماشين سرقتي بود، من و حامد هم در اين سرقت حضور داشتيم و پس از چند روزي خودرو را در خيابان رها کرديم. متهم رديف اول درباره سرقت يک دستگاه پرايد باز هم از آژانس و کرايه آن به صورت حضوري و سرقت آن در حوالي پونک گفت؛ در اين سرقت هم يک قبضه اسلحه داشتيم که راننده را با شيوه قبلي پياده کرده بوديم. بعد از آن سرقت سومين خودرو پيش آمد که با تصادفي ساختگي با يک دستگاه پژو پارس، راننده پژو پارس را با اسلحه تهديد کرده و اين خودرو را هم به سرقت برديم.

وي بار ديگر با تاکيد بر اينکه انگيزه اصلي از اين سرقت ها سرقت ماشين حمل پول از يکي از بانک ها بود، ادامه داد؛ دوستانم در رابطه با سرقت ماشين حمل پول همراهي نکردند و به همين دليل اين سرقت انجام نشد. خودروي پرايد را در کنار خيابان رها کرديم و به مالک آن اطلاع داديم که آن را بردارد. وي ادامه داد؛ يک قبضه اسلحه که از نگهبان سفارت قرقيزستان به سرقت برده بوديم را در بيابان ها رها کردم و فقط دو قبضه اسلحه داشتم که يکي از آنها را در سال 82 از نقاط مرزي خريداري کرده بودم و ديگري متعلق به مامور بانک بود. وي در آخرين دفاع خود اعلام کرد؛ اتهامات را مي پذيرم اما در مورد سرقت سه دستگاه خودرو بايد بگويم که ما اشتباه کرديم و از دزديدن اين خودروها پشيمانيم و به دليل آنکه اين سرقت ها در سال 82 و زماني اتفاق افتاده بود که سن و سال کمي داشتيم فقط به خاطر سرقت خودروها توبه کرديم.در ادامه اين جلسه متهم رديف دوم از خود دفاع کرد.پس از اخذ آخرين دفاعيات از متهمان رديف اول و دوم در رابطه با بخش دوم پرونده ختم جلسه رسيدگي از سوي قاضي صلواتي اعلام و مقرر شد راي نهايي ظرف مهلت قانوني از سوي رئيس شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران صادر شود.

چهار قاتل به دار مجازات آويخته شدند
گروه حوادث؛ چهارمرد که در جناياتي جداگانه مرتکب قتل شده و حکم قصاص آنها از سوي ديوان عالي کشور به تاييد رسيده بود سحرگاه ديروز به دار مجازات آويخته شدند.به گزارش خبرنگار ما نخستين اعدامي که جواني 27 ساله به نام بهروز بود به جرم قتل عمد مردي به نام حميدرضا در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به اعدام محکوم شد. حکم وي در شعبه 39 ديوان عالي کشور به تاييد رسيده بود. بهروز ساعت 10 شب روز 15 آذر سال 82 پس از درگيري لفظي با فردي به نام حميدرضا در هنگام پارک خودرو با چاقو به وي حمله ور شد و با دو ضربه چاقو او را به شدت مجروح کرد. پس از انتقال حميدرضا به درمانگاه الزهرا وي جان سپرد.دومين اعدامي محمد نام داشت که دوستش جعفر را براي سرقت پول به قتل رسانده و جسد را سوزانده بود. وي در شعبه 1606 دادگاه جنايي تهران به اعدام محکوم شد و با تاييد حکم از سوي شعبه 32 ديوان عالي کشور اين مرد روز گذشته در زندان اوين به دار مجازات آويخته شد.محمد روز 6 شهريورماه سال 81 پس از آنکه جعفر به تعميرگاه او در گاراژي در منطقه پاسگاه نعمت آباد مراجعه کرد تا همراه با هم براي خريد يک دستگاه لودر به شهرستان آمل بروند به قصد سرقت پول هاي دوستش با ضربه کلنگ وي را به قتل رساند و جسد او را در داخل يک بشکه انداخت و سوزاند. پليس پس از يافتن خودروي جعفر با انجام تحقيقات مستمر به نقش محمد در مفقود شدن جعفر پي برد که در نخستين مراحل بازجويي متهم به جنايت خود اعتراف کرد.سومين فردي که سحرگاه ديروز اعدام شد نجم الدين جوان 24 ساله يي است که پس از درگيري با يکي از دوستانش به نام مرتضي در تاريخ 7 اسفند ماه سال 82 وي را با دو ضربه چاقو به قتل رساند.نجم الدين در خصوص علت درگير ي با مرتضي در دادگاه گفت؛ من و مرتضي به خاطر يک اختلاف حساب مالي با هم درگير شديم و مرتضي با قفل فرمان به من حمله ور شد و من قفل فرمان را از دست وي گرفتم. در زمان فرار مرتضي من يک چاقو به سمت وي پرتاب کردم که به خطا رفت و مرتضي دوباره به سمت من هجوم آورد و من در درگيري با چاقو چند ضربه به وي زدم.چهارمين اعدام ديروز پرونده جنجالي قتل شهرستان گنبد را مختوم کرد. رضا که به همراه دو دوستش به نام هاي حميدرضا و جواد توسط دو نفر براي قتل جوان 35 ساله يي به نام حسن اجير شده بود با حکم دادگاه شعبه 1154 به اعدام محکوم و با تاييد شعبه 40 ديوان عالي کشور به دار آويخته شد.رضا در ازاي دريافت 3 ميليون تومان در تاريخ 21 آذر سال 79 در شهر گنبد به همراه دوستانش به خانه حسن رفت و وي را به قتل رساند. در تحقيقات مشخص شد که سارا همسر حسن که ارتباطي پنهاني با جمشيد سفارش دهنده قتل داشته است با اجير کردن اين سه تن قصد داشته شوهرش را از سر راه خود بردارد.
عناوين اين صفحه
کلاهبرداري 300 ميليوني از خريداران مسکن
براي اثبات بي گناهي دخترم تلاش مي کنم
چگونه به بانک ها دستبرد مي زديم
چهار قاتل به دار مجازات آويخته شدند
تحقيقات از عامل جنايت در قهوه خانه
گذشت خانواده مقتول از قصاص به شرط ساخت مدرسه توسط قاتل
200 هزار تومان جزاي نقدي به خاطر شکايت گلزار و افشار
قتل در خوابگاه دانشجويان
قصاص براي عامل جنايت در داروخانه
صيد گونه هاي کمياب گربه هاي وحشي
قتل زن 69 ساله به خاطر جنون آني

تحقيقات از عامل جنايت در قهوه خانه

گروه حوادث؛ تحقيقات قضايي از جواني که در يک قهوه خانه مرتکب جنايت شده است همچنان ادامه دارد.به گزارش خبرنگار ما متهم به قتل که جوان 19ساله يي به نام حجت است در جريان نزاعي مرگبار که شامگاه شنبه گذشته در يک قهوه خانه به وقوع پيوست پسر 20 ساله يي به نام جواد را از پاي درآورد و 6 ساعت بعد در حالي که در پستوي يک قهوه خانه پنهان شده بود دستگير شد.

از سويي جسد مقتول به پزشکي قانوني منتقل و در بررسي هاي صورت گرفته مشخص شد علاوه بر ضربه مرگبار آثار جراحتي روي بدن وي وجود دارد که به خاطر يک سانحه رانندگي در گذشته به وجود آمده است.

هم اکنون تحقيقات قضايي از حجت آغاز شده تا جزئيات اين جنايت فاش شود.



گذشت خانواده مقتول از قصاص به شرط ساخت مدرسه توسط قاتل
فردي که به اتهام قتل عمد در آستانه اجراي حکم قصاص قرار گرفته بود از سوي خانواده مقتول به شرط ساخت يک باب مدرسه مورد عفو قرار گرفت. به گزارش روابط عمومي و ارتباطات دادگستري کل استان هرمزگان «م. ک.» متهم به قتل که به مدت چهار سال در انتظار روند محاکمه و مقدمات اجراي قصاص بود، قرار بود چند روز پيش به اتهام قتل عمد به دار مجازات آويخته شود اما با توجه به شرط خانواده مقتول براي وي اجراي حکم متوقف شد. خانواده مقتول پس از مباحثات صورت گرفته اعلام کردند با توجه به فرارسيدن ايام عزاداري سيدالشهدا (ع) از تقاضاي قصاص خواهند گذشت، اما متهم به قتل بايد يک باب مدرسه کوچک در روستاي سرباران ميناب که محل دفن مقتول است، بسازد. روح الله اعظمي، معاون دادستان عمومي و انقلاب بندرعباس در امور اجراي حکم با توجه به اين مساله طي دستوري اعلام کرد اجراي قصاص تا رضايت قطعي اولياي دم و تحويل مدرسه توسط قاتل و خانواده اش متوقف شود.


200 هزار تومان جزاي نقدي به خاطر شکايت گلزار و افشار
گروه حوادث؛ دادگاه کيفري استان تهران يک مجله را که با شکايت دو هنرپيشه معروف مورد محاکمه قرار داده بود به جزاي نقدي محکوم کرد. به گزارش خبرنگار ما، محمدرضا گلزار و مهناز افشار دو هنرپيشه معروف سينما چندي پيش به خاطر چاپ خبر کذبي از سوي يک مجله از مديرمسوول آن شکايت کرده بودند. قضات دادگاه کيفري استان تهران پس از محاکمه مديرمسوول اين نشريه وي را با توجه به نظر هيات منصفه به پرداخت 200 هزار تومان جزاي نقدي محکوم کردند.


قتل در خوابگاه دانشجويان
گروه حوادث؛ درگيري دو پسر جوان در خوابگاه دانشجويان يکي از دانشگاه هاي زنجان به قتل انجاميد. اواخر دي ماه سال جاري سه پسر دانشجو يکي از دوستان خود را که جواد نام داشت به بيمارستان امام حسين(ع) زنجان منتقل کردند اما پزشکان پس از معاينه اين جوان اعلام کردند وي جان باخته است. هرچند پزشکان ابتدا مرگ جواد را بر اثر گازگرفتگي تشخيص دادند اما به خاطر مشکوک بودن ماجرا، موضوع را به پليس اطلاع دادند و دقايقي بعد تيمي از ماموران نيروي انتظامي در بيمارستان حاضر شدند. ماموران نيز در تحقيقات مقدماتي خود مرگ جواد را مشکوک تشخيص دادند و به همين خاطر جسد اين جوان به پزشکي قانوني انتقال يافت و پليس بازجويي از سه دانشجويي را که همکلاسي شان را به بيمارستان منتقل کرده بودند، آغاز کرد. در بازجويي از اين افراد که شاهد مرگ جواد بودند، مشخص شد وي در جريان درگيري با يکي از هم اتاقي هاي خود در خوابگاه دانشجويي از پاي درآمده است. با افشاي اين موضوع ماموران بلافاصله به سراغ عامل اين قتل که پسر 19 ساله يي به نام فرهاد است رفتند و وي را دستگير کردند. فرهاد هنگامي که خود را در برابر اتهام قتل عمد ديد به تشريح ماجرا پرداخت و گفت ناخواسته باعث مرگ جواد شده است. اين دانشجو توضيح داد؛ «روز حادثه حدود ساعت 30/23 روي تختخوابم در خوابگاه دراز کشيده بودم و همانطور که مطالعه مي کردم با يک دستم به ميله تخت جواد ضربه مي زدم. در همين هنگام جواد بر اثر ضربه هاي من به ميله تخت از خواب بيدار شد و به من ناسزا گفت. من نيز جوابش را دادم.» متهم به قتل ادامه داد؛ «ناگهان جواد به سمت من حمله کرد، او دستانش را دور گلويم انداخت و شروع به فشار دادن کرد و مي خواست مرا خفه کند براي همين در دفاع از خودم دستانش را از دور گردنم باز کردم و با کف پايم به سينه اش ضربه يي زدم ولي باز هم جواد دست بردار نبود. در نهايت به اجبار او را هل دادم و جواد يک دفعه روي زمين افتاد و بيهوش شد. در حالي که به شدت ترسيده بودم با کمک هم اتاقي هاي ديگرم و سرپرست خوابگاه از اورژانس درخواست کمک کرديم اما اين کار فايده يي نداشت و جواد جان خود را از دست داد.»


قصاص براي عامل جنايت در داروخانه

گروه حوادث؛ پسر جواني که مدعي است در يک شوخي به دوستش شليک کرده و او را به قتل رسانده است به قصاص محکوم شد.به گزارش خبرنگار ما در ابتداي جلسه محاکمه اين متهم که در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد، حيدري نماينده دادستان در توضيح ماجرا گفت؛ 19 مهرماه سال گذشته بازپرس ويژه قتل از طريق ماموران پليس مطلع شد پسر جواني به نام وحيدرضا با شليک گلوله شخصي به قتل رسيده است. بلافاصله بازپرس ويژه قتل در محل حادثه حاضر شد و تحقيقات را آغاز کرد. سرانجام بعد از 5 ماه ماموران موفق به شناسايي قاتل شدند. متهم که سجاد نام دارد بعد از بازداشت به قتل وحيدرضا اعتراف کرد و مدعي شد در حين شوخي در داروخانه به او شليک کرده و از ترس متواري شده است.قاضي عزيزمحمدي در ادامه رسيدگي به پرونده از صاحب داروخانه محل جنايت خواست تا در جايگاه شهود حاضر شود و آنچه را که ديده است توضيح دهد. وي گفت؛ روز حادثه دو جوان وارد داروخانه شدند. آنها مشغول صحبت با همکار من بودند و تقاضاي قرص مسکن کردند. همکارم قرص را آورد و آنها پول را حساب کردند. يک دفعه يکي از آنها که متهم حاضر در دادگاه است به طرف مقتول شليک کرد و پا به فرار گذاشت. در خيابان هم چند تير هوايي ديگر شليک کرد و رفت.سپس کارمند داروخانه به عنوان شاهد دوم در جايگاه قرار گرفت. او گفت؛ من دارو را آوردم و به سجاد دادم، سجاد به دوستش گفت پولش را حساب کن، من هم پول را گرفتم و مابقي را بازگرداندم. به طرف مشتري ديگر رفتم تا کارش را انجام دهم که يک دفعه سجاد شليک کرد و پا به فرار گذاشت.در اين هنگام قاضي از متهم خواست در جايگاه حاضر شده و از خود دفاع کند. سجاد در دفاع از خود گفت؛ من سلاحي داشتم که آن را از شهرستان با خودم آورده بودم و وحيدرضا اين موضوع را مي دانست. ما با هم خيلي دوست بوديم. روز حادثه با هم از محل کار بيرون آمديم، سلاح را با خودم آوردم تا با وحيدرضا پليس بازي کنيم. ابتدا به جاي خلوتي رفتيم و وحيدرضا شليک هوايي کرد. چون صدا خيلي زياد بود، قرار شد من جاي ديگري شليک کنم. در راه با هم شوخي و به اصطلاح پليس بازي مي کرديم تا اينکه به داروخانه رسيديم. يک قرص مسکن خريديم، من همچنان داشتم شوخي مي کردم. سلاح را روي دست و کمر وحيدرضا مي گذاشتم و نمي دانستم وقتي سلاح يک بار شليک شود خود به خود مسلح مي شود، دفعه آخر سلاح را روي سرش گذاشتم، يک دفعه وحيدرضا سرش را برگرداند و گلوله شليک شد.پس از پايان دفاعيات سجاد و وکيل مدافعش 5 قاضي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران (عزيزمحمدي، رحيمي، باقري، سالاري و عبداللهي) وارد شور شدند و راي به قصاص متهم دادند.



صيد گونه هاي کمياب گربه هاي وحشي
اعتماد، حسنعلي زندپوري؛ يک مامور گارد اجرايي محيط زيست آمل در راستاي مبارزه با صيادان و شکارچيان غيرمجاز موفق به کشف گونه هاي کمياب و حفاظت شده حيوانات شد.اسدالله بوداغي با دستگيري شکارچيان غيرمجاز موفق به کشف گونه هاي کميابي نظير گوزن زردکل، بز قوچ و ميش و انواع پرندگان شکاري بومي و وحشي شد. اين مامور گارد اجرايي صيادان غيرمجاز ماهي در رودخانه هراز را نيز دستگير کرد.بنابر اين گزارش همچنين گربه وحشي کشف شده در منطقه جنگي هراز به همراه شکارچي متخلف تحويل دادسراي آمل شد.


قتل زن 69 ساله به خاطر جنون آني
گروه حوادث؛ در پي چاپ خبري ديروز در صفحه حوادث روزنامه اعتماد با عنوان «زن 69 ساله پيش از مرگ قاتلش را معرفي کرد» يکي از بستگان مقتول ضمن تماس با روزنامه توضيحاتي ارائه کرد.

به گفته اين فرد يدالله قاتل نجمه 69 ساله معتاد به کراک بوده و همان طور که خودش هم اعتراف کرده است بر اثر مصرف بيش از حد کراک هنگام قتل دچار جنون آني شده و اصلاً موضوع ارث و ميراث در اين جنايت دخيل نبوده است. ماجرا از اين قرار است که يدالله روز حادثه به خانه مقتول که زن عمويش بود رفت و نجمه او را به داخل خانه برد و با ميوه و چاي از وي پذيرايي کرد. اما هنگامي که نجمه براي دومين بار به آشپزخانه رفت تا براي يدالله چاي بريزد، ناگهان اين مرد جوان دچار حالت غيرطبيعي شد و به زن عمويش حمله کرد و سر او را به ديوار کوبيد، بعد با تيشه يي که در آشپزخانه بود چندين ضربه به بدن و سر او وارد کرد. سپس به قصد به آتش کشيدن خانه شلنگ گاز را پاره کرد و در اين فاصله با سرقت طلاهايي که در دست و گردن نجمه بود و همچنين سرقت حدود سه و نيم ميليون تومان پولي که وي در خانه داشت، از آنجا فرار کرد. حدود ساعت 4 بعدازظهر همان روز وقتي پسر نجمه به خانه بازگشت با پيکر غرق در خون مادرش روبه رو شد و با کمک همسايه ها مادرش را به بيمارستان رساند اما وي در بيمارستان جان باخت و در نهايت قاتل دستگير شد.


روزنامه اعتماد
faranamlogo