شماره ۲۱۲۲ - سال هشتم - يكشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۱
Sun, May 12, 2002
Casual green.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
مجلس
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
در دادگاه جنايي صورت گرفت

در دادگاه جنايي صورت گرفت
دفاعيات متهمان پرونده مرگ شش نيلوفر آبي
061986.jpg
گروه حوادث: قاضي جنايي دادگستري تهران با صدور قراروثيقه شهردار منطقه ۱۲ را به همراه قائم مقام خود و چهارتن از اعضاي كميسيون مزايده شهرداري تهران به اتهام شركت در قتل شبه عمد روانه زندان كرد.
اين مسؤولان ارشد شهرداري درحالي به بازداشتگاه انتقال يافتند كه تلاش آنان براي سپردن وثيقه ۵۰ميليون توماني با پايان وقت اداري به جايي نرسيد و همگي تا ۴۸ ساعت زنداني شدند.
بنا به اين گزارش، ساعت ۱۰‎/۱۵دقيقه صبح شنبه ۱۴ارديبهشت ماه سال جاري، ۱۵ تن از دانش آ موزان و معلمان مدرسه راهنمايي دخترانه «طه» در شهرك كاروان با واژگون شدن قايق موتوري درياچه مصنوعي پارك شهر در داخل آب كدر گرفتارشدند و شش دانش آموز دختر به نام هاي «زهرا رحيمي، نسرين اميني، آرزو جوادي، بهاره رضايي، مريم سروندي و زينب كمره اي» به همراه جوان قايقران به نام «اكبرسياه فخرآبادي» دراين حادثه تلخ جان باختند.

* در دادگاه
ساعت ۱۰و۳۰ دقيقه پنجشنبه ۱۹ ارديبهشت ماه سال جاري دكتر غلامرضا اسدالله فردي ـ شهردارمنطقه۱۲ ـ، محمدحسين ميرشكرايي ـ قائم مقام شهرداري منطقه۱۲ ـ، شاهرخ بقايي، عباس قديري، محمدمهدي فقيه زاده و ناهيدمشتاق ـ اعضاي كميسيون مزايده ـ در شعبه ۱۶۰۲ مجتمع امورجنايي تهران حضوريافتند و تحت بازجويي قرارگرفتند.
در ابتداي جلسه، قاضي اسماعيلي با بيان اينكه از اولياي شش دختر نوجوان قبلاً تحقيق شده است بررسي پرونده اي به كلاسه ۱۸۱۰۱۴۲ را آغازكرد و با گوشزدكردن مفاد ماده و تبصره ۱۲۹ قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب از متهمان خواست مواظب اظهارات خود باشند.
سپس، قاضي ويژه پرونده فاجعه پارك شهر در تفهيم اتهام شهردارمنطقه۱۲ و پنج همراه وي گفت: اتهام شما داير برمشاركت در قتل شبه عمد ۶نفر و ايراد صدمه شبه عمد دراثر عدم رعايت نظامات دولتي با دلايل، قرائت و تفهيم مي شود، توضيح اينكه دراثر مسامحه و سهل انگاري و عدم رعايت نظامات دولتي و اقدام به امري كه مرتكب در آن مهارت نداشته، شش دختربچه دانش آموز به همراه قايقران مربوطه در استخر پارك شهر جان باخته و اين امر موجب جريحه دارشدن افكارعمومي شده است دررابطه با بي احتياطي و بي مبالاتي و عدم رعايت نظامات دولتي در مسؤوليت هاي خود هرگونه دفاعي داريد، بيان كنيد.
دكتر اسدالله فردي ـ شهردارمنطقه۱۲ ـ كه نخستين متهم پرونده است با اشاره به اينكه اتهام را قبول ندارد، ادامه دفاعيات را به گردن وكيل مدافع انداخت.
وكيل مدافع شهردارمنطقه۱۲ با پذيرفته شدن وكالت نامه اش ازسوي قاضي اسماعيلي دربرابر وي قرارگرفت وگفت: به نظر اينجانب استناد به رعايت نظامات دولتي، مسامحه و سهل انگاري بدون ذكر مصاديق آن بسيارعام و مبهم است، مسلماً ادعاي قاضي پرونده به استناد دلايلي است كه ابتدا اين دلايل بايستي قرائت شود .
قاضي اسماعيلي: نظريه هيأت كارشناسي بازرسان اداره كل كار را مي دانيد، چه دفاعي داريد؟
وكيل مدافع: اين نظريه هرچند به صورت مجمل و صرفنظر از مقدمات و پيش  مقدمات صادرشده است بسيار ابتدايي به نظرمي رسد، لازمه يك اظهارنظر مطابق با قوانين عمومي و قانوني حداقل تعيين ميزان تأثير اقداماتي است كه به نظر بازرسان كار منجر به يك حادثه شده است به همين جهت نظريه فاقد ارزش قضايي است و نمي تواند مورداستناد دادگاه قرارگيرد و طبعاً موردقبول موكلم نيست.
061989.jpg
قاضي: آقاي اسدالله فردي، قرارداد مربوطه ـ قرارداد پيمانكار ـ را چه زماني امضاكرده ايد؟
شهردارمنطقه:۱۲ بعد از حادثه امضاكردم. البته بايد بگويم از زماني كه كميسيون برنده مزايده را اعلام مي كند، قرارداد ايجاب و قبول است به گونه اي كه شرايط تحقق آن در اسفندماه سال۸۰ انجام شده است.
محمدحسين ميرشكرايي، قائم مقام شهرداري منطقه،۱۲ دومين مسؤولي بود كه در جايگاه متهم قرارگرفت. وي بعد از شنيدن اتهامش، گفت: مطلقاً اين اتهام را نمي پذيرم و از وكيل خود مي خواهم ادامه دفاعياتم را برعهده بگيرد.
وكيل مدافع وي نيز در دفاعياتي گفت: عنوان مشاركت لازم به ادخال در عمليات اجرايي جرم است يعني شريك جرم بايستي در صحنه عمليات مجرمانه حضور فيزيكي داشته و در بزه انتسابي عملاً شركت كند.
دراين پرونده، چنانچه مسؤولان با راننده قايق موتوري كه پيمانكار نيز بوده است عامل و مباشر قتل غيرعمدي هستند. پس اينكه هرجا مباشر وجودداشته باشد نوبت به هيچ فردديگري نمي رسد و درخصوص مفاد نظريه كارشناسي ضمن اعلام اعتراض مي گويم دراين نظريه به نقش مسؤولان آموزش و پرورش كه در اين حادثه دخالت داشته اند، اشارتي نشده است، ادله مسؤوليت ۱ـ حضورمربي در صحنه جرم، ۲ـ سپرده شدن بچه ها حسب وظيفه به وي ۳ـ تجاوز از حدود اذن به جهت آنكه دانش آموزان جهت بازديد از موزه به اذن ولي از مدرسه خارج شده بودنددر حالي كه اقدام به سوارشدن به قايق نموده اند ۴ـ عدم هماهنگي با شهرداري دراين زمينه بوده است. توضيح اينكه درموارد مشابه، اداره آموزش و پرورش با ارسال نامه اي به شهرداري، مأموران را در جريان امر قرارمي دهند بديهي است حفظ جان و سلامت نوباوگان وظيفه شهرداري مي بود كه قطعاً با پيمانكار هماهنگي لازم به عمل مي آمد كه آموزش و پرورش دراين زمينه قصوركرده است.
درمورد قرارداد نيز بايستي بگويم متعلق به اسفندماه سال۸۰ است.
«شاهرخ بقايي» مشاور اجرايي معاونت اموراجتماعي شهرداري تهران، سومين مسؤولي بود كه تحت بازجويي قرارگرفت، وي در دفاع از خود گفت: من اتهام شركت در قتل شبه عمد را نمي پذيرم ما بهره بردار را برنده مزايده اعلام كرديم، وي مي بايست مدارك لازم درجهت تبحر و ساير موارد ارائه نمايد و نسبت به عقدقرارداد اقدام كند و تحويل محل براي شروع كار به بهره بردار تحويل شود.
عباس قديري، قائم مقام معاون اموراجتماعي شهرداري تهران نيز وقتي تحت بازجويي قرارگرفت با عدم قبول اتهام شركت درقتل شبه عمد از وكيل خود خواست دفاعياتش را ارائه دهد.
وكيل اين مقام مسؤول گفت: اگر بخواهيم صرف اعلام نظريه كارشناسي اداره كار كه بدون اينكه استنباط آنان و شرايطي را كه درنظرداشته اند و عواملي كه احتمالاً ناديده گرفته اند كسي را متهم كنيم درواقع دورباطل خواهيم زد و به نتيجه نخواهيم رسيد، موكل نمي داند از چه چيزي دفاع كند اگر موكل بداند كداميك بي مبالاتي يا غفلت را انجام داده و طرف اتهام قرارگرفته مطمئناً امكان دفاع مي يابد، درضمن كارشناسان اداره كل كار هيچ صلاحيتي درخصوص اظهارنظر درمورد عدم صحت مزايده، تجهيز كارگاه و قرارداد موردنظر ندارند وپذيرش آن ازسوي دادگاه جاي تأسف دارد.
يكي ديگر از متهمان «محمدمهدي فقيه زاده» معاون اموراجتماعي شهرداري منطقه۱۲ بود كه در دفاع از خودگفت: نسبت به اتهام اعتراض دارم و نظريه كارشناسي را نمي پذيرم، آنان در تحقيقات خود اصلاً ازمن سؤال نكرده اند، پيمانكار به نظر مي رسد قبل از اينكه مجوز شروع فعاليت را از شهرداري دريافت كند احياناً براي كسب درآمد ناشي از ديدن گروهي دانش آموز، خودسرانه اقدام به سوارنمودن آنان كرده است و متأسفانه اتفاق ناگوار در نخستين ساعات روز ۱۴ ارديبهشت ماه رخ داده است و حادثه ناشي از كاربوده است و غيرعمد تلقي مي گردد.
«ناهيدمشتاق» مميز مالي شهرداري منطقه،۱۲ آخرين مسؤولي بود كه به اتهام قتل شبه عمد شش نيلوفرآبي روبروي قاضي اسماعيلي ايستاد، وي در دفاعيه كوتاهي گفت: من اتهام وارده را نمي پذيرم و با اعتراض به نظريه بازرسان اداره كار مي خواهم كارشناسان رسمي دادگستري حادثه را بررسي كنند و نظريه شان را دراختيار دادگاه قراردهند.
ساعت ۱۲ظهر، قاضي جواداسماعيلي براي دكتر غلامرضا اسدالله فردي، محمدحسين ميرشكرايي، منصوربقايي، عباس قديري و محمدمهدي فقيه زاده بخاطر اتهامات منتسبه، وثيقه اي به ميزان ۵۰۰ميليون ريال ـ ۵۰ميليون تومان ـ و براي ناهيدمشتاق، معرفي كفيل به وجه الكفاله يك صدميليون ريال را صادركرد تا درصورت عدم سپردن آن به دادگاه، اين شش متهم روانه زندان شوند. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، با صدور اين قرار وثيقه، شهردار منطقه۱۲ و پنج همراه وي كه براي سپردن آن اعلام آمادگي كردند بخاطر پايان وقت اداري دادگاه با عدم پذيرش وثيقه قانوني مواجه شدند.
وقتي شش متهم پرونده فاجعه پارك شهر در تلاش براي آزادي ناكام ماندند، آنان در معيت مأموران روانه بازداشتگاه شدند تا پس از گذشت ۴۸ساعت، ـ جمعه و شنبه ـ و پايان تعطيلات سوگواري، امروز با سپردن وثيقه تا زمان محاكمه از زندان آزادشوند.

مراسم هفتمين شب دربهشت زهرا
061974.jpg
061998.jpg
اينجا شش دانش آموز مدرسه راهنمايي طه صف كشيده اند. اينجا ديگر درس رياضي نمي دهند. اينجا ديگر هيچ وقت معلم زبان انگليسي و ورزش قدم نخواهد گذاشت، اينجا ديگر خانم مدير ندارد...
اينجا تنها مشق عشق مي دهند و تنها تاريخ را به ثبت مي رسانند. از اينجا، از اين صف است كه اين شش نيلوفر آبي به بهشت قدم مي گذارند.
گروه حوادث: مراسم هفتمين شب درگذشت شش نيلوفر آبي كه در حادثه پارك شهر به نحو مظلومانه اي جان سپردند، در بهشت زهرا برگزار شد.
در اين مراسم عليرضا عرفاني نيز حضور يافت و به خانواده هاي شش نيلوفر آبي تسليت گفته و آمادگي خود را براي قبول وكالت افتخاري نسبت به آنان اعلام كرد. شش پدر، با تشكر از روزنامه ايران و عليرضا عرفاني اظهار كردند: از شهرداري، آموزش و پرورش و پست بخاطر بي توجهي شان، شكايت خواهيم كرد تا كساني كه در به وجود آوردن اين حادثه نقش داشته اند، شناسايي شوند.
پدر يكي از شش نيلوفر آبي افزود: ما تنها اجازه رفتن به موزه پست را به مدرسه داده بوديم و اگر مي دانستيم كه موزه پست ميهمانان كوچك خود را بخاطر داشتن ميهمانان خارجي به بعضي از قسمتهاي موزه راه نمي دهند و فرشته هاي كوچك را موجب آبروريزي مي دانند، هيچ وقت حتي آن رضايتنامه را هم نمي داديم.
061995.jpg
پدر ديگري با ناراحتي گفت: كمرم را شكستند. چرا شهرداري هيچ دقتي در سپردن اختيارات مركز تفريحي و درياچه نكرده بود و حالا ما بايد اميدوار باشيم تا دستگاه قضايي حقوق فرزندان از دست رفته مان را بگيرد و ما تنها در آن زمان دل خوش كنيم كه شايد اين اتفاقات براي خانواده هاي ديگر نيفتد و تا آخر عمر جگرمان بسوزد. پدر نيلوفر آبي ديگري ادامه داد: مدرسه هم مقصر است. ما اجازه نداده بوديم، بچه هايمان را به پارك ببرند. ما تنها خواسته بوديم بچه هايمان براي آموختن و يادگيري به موزه بروند. هر وقت كه در زير باران، در آن هواي سرد غرق شدن دخترم و دستهاي كوچكش را تصور مي كنم، از خدا مرگم را مي خواهم. به گزارش خبرنگار ما، بعد از پايان مراسم شب هفت، پدران قربانيان حادثه با وكيل افتخاري شان در خصوص راهكارها و شكايات خود گفت و گو كردند.

۶غنچه ناشكفته چرا پرپرشدند؟
062001.jpg
وقتي كه روزنامه نگار باشي و «آرماندار» روزهاي بهتر براي مردم ات و بل همه انسانها، وقتي كه بيست سال باشد با قلم ور رفته باشي و شاگردي كرده باشي در اين روزنامه و آن روزنامه و به خواست مدير و دبير هرچند وقت خبر يك تشكيلات و سازمان را بنويسي و آخر هم مثل مهره ناجور«صفحه شطرنج» يا قطعه نابرابر «جورچين»(پازل)، گوشه يك روابط عمومي يا «اتاق فكر» خدمت كني، وظيفه حرفه اي ات را نمي تواني به فراموشي بسپري.
وقتي از يادسبز حماسه هاي پايداري تا رخدادهاي سياسي، ورزشي و حتي «حادثه ها» نوشته باشي و گاه هشدار داده باشي، امروز حق داري بغض خود را فرونخوري و روي كاغذ فرياد بزني:
۶غنچه ناشكفته چرا پرپرشدند؟
حتي اگر با «محمدحقاني» سلام و عليك داشته باشي، نمي تواني به او نهيب نزني كه: مگر «خدمات ايمني» از حوزه شما نيست؟ پس كجاست «خدمات ايمني»؟
نبايد ضابطه به كارگيري جليقه نجات داشته باشيد در درياچه پاركها؟ اصلاً مگر شما نبايد ضابطه اعمال كنيد؟
آيا مديرعامل منصوب شما در شب حادثه و در برابر ميليونها چشم و گوش بايد از كمبود بودجه و امكانات بگويد؟
عرصه حادثه، جلسه دفاع از بودجه جاري سازمان آتش نشاني است يا فرونشاندن آتش داغ احساسات بحق برانگيخته هرانساني كه فرزند دارد و براساس اصل «همذاتپنداري» اكنون خود را داغدار احساس مي كند؟
زمستان ۱۳۷۹ وقتي مقامي از همين سازمان (آتش نشاني) از كمبود امكانات گفته بود، در همين روزنامه نوشتم: «وقتي مجوز ساخت برج مي دهيد و چندگونه عوارض، پذيره و… مي گيريد، حق نداريد اذهان را مشوش كنيد كه ساختمانهاي بلند در برابر آتش ايمن نيستند.»
براي اينكه مطمئن شوم مثل بسياري اوقات فقط كاغذ سياه نكرده ام و بلكه كسي آن را بخواند، تصوير مطلب را هم با «نمابر» براي دفتر مديركل وقت روابط عمومي شهرداري فرستادم.
و مگر همه اين بروبچه هاي خوب روزنامه نگار و «خطرنگاران» صفحه هاي حوادث و شهري بارها در مورد اينگونه مسائل و رخدادهايي همچون غريق درياچه پارك المهدي، غرق شدن بچه ها زيريخ زمستاني درياچه پارك بعثت (ترمينال جنوب)، «شكستن وسايل شهربازي»، شكسته شدن پايه هاي دكل «تله كابين توچال» و … قلم نزده و هشدار نداده اند؟ امروز نيز دوباره من از سرسوز و به عنوان يك پدر مي نويسم: آقايان شما را به خدا، بدون كاغذبازي و فقط در يك نشست، ابتدا ضوابط ايمني انساني بهره گيري از فضاهاي تفريحي شهر و وسائل حفاظتي آن را تدوين كنيد و سپس به ملاكهاي مادي برسيد كه اجاره ماهانه درياچه پارك شهر ۳۷۰هزارتومان يا ۳۷۵هزارتومان.
جان انسانها را ارزش مادي نيست، تا كي برتري ملاكهاي مالي؟
***
• دوست خوبم
جناب آقاي مسعود ابراهيمي، دبير پرتلاش گروه حوادث «ايران»
در آغاز، از انجام وظيفه حرفه اي گفتم. نه؟
نوگلان پرپرشده پارك شهر و همكلاسانشان، پيش از رخداد «پرآب چشم» شنبه، ميهمان موزه پست و مخابرات بودند. برخي از آنان، از جمله يكي از جان باختگان معصوم(بهاره رضايي) در دفتر خاطرات موزه «يادگاري» نوشته اند.
تصوير اين صفحه را كه مهندس اسماعيل عظيمي مديرموزه فرستاده اند، تقديم مي كنم تا شايد با عنوان «آخرين دستخط» به چاپ در سينه تاريخ بسپاريد.
هرچند هربار نگاه برآن، همه ما بويژه پدر و مادر داغدارش را آزرده  كند.
فرهاد سپه رام

شرور شهريار در تعقيب و گريز با پليس كشته شد
061977.jpg
اين عكس از سوي پليس در اختيار ما قرار گرفته است
شهريار ـ خبرنگار «ايران»: رئيس باند شرارت شهريار در كرج كه با همدستي ۸ جوان و ۳زن از دوسال پيش اقدام به شرارت مي كرد، در درگيري با مأموران به هلاكت رسيد. مرتضي ـ۲۰ ساله ـ مشهور به سهراب تيزي از دوسال پيش با همدستي ۸ پسر جوان و سه زن اقدام به آزار و اذيت و شرارت در اين منطقه مي كرد. مأموران كلانتري مارليك ۱۵ اسفند ماه سال گذشته موفق شدند سهراب تيزي را به همراه چهار تن از همدستانش در مخفيگاهشان در شهرك مارليك دستگير كنند. سهراب تيزي روز محاكمه به كمك اعضاي باند خود موفق به فرار از دادگستري شهريار شد و يك تيم از مأموران به دستور قاضي اصلان پور تحقيقات خود را براي يافتن اين جوان شرور آغاز كردند و سرانجام پس از يك ماه موفق شدند او را در يكي از جاده هاي كم تردد شهريار به همراه سه تن ديگر از همدستانش رديابي كنند. در جريان اين عمليات، سهراب تيزي به هلاكت رسيد. به گزارش خبرنگار ما اين جوان شرور قبل از فرار نيز به علت باجگيري، زورگيري، سرقت، تجاوز به عنف و تظاهر مستانه و شرارت هاي متعدد به ۷۴ ضربه شلاق در ملأ عام محكوم شده بود.

شيوه عجيب ۳جوان شهرستاني براي اخاذي
گروه حوادث: سه جوان سيه چرده شهرستاني با يك شيوه جديد در خيابانهاي شمال شهر تهران اقدام به اخاذي مي كنند. اين سه جوان كه ۲۰ تا ۲۵سال سن دارند در خيابان هاي شمال شهر تهران در كمين ماشين هاي مدل بالا بخصوص بنز مي نشينند و در نقشه اي ازپيش طراحي شده ودر يك فرصت مناسب اقدام به اخاذي مي كنند. به گفته چند مالباخته يكي از اين سه جوان لاغر و سيه چرده شهرستاني خود را از كنار به خودروي بنز زده ودو جوان ديگر به هواخواهي از وي وارد صحنه شده و ازراننده درخواست مي كنند تا مبلغ ۲۵۰هزارتومان بابت مداواي دوستشان كه خود را بسياربدحال نشان مي دهد، دراختيار آنان قراردهد. يكي از اين رانندگان در گفت وگو با خبرنگار ما گفت: يكي از دوستانم چون مبلغ مورددرخواست آنان را نداشته و آن پول را به يك شماره حساب كه آنها داده بودند واريزكرده بود، به من گفت كه ۲۰۰هزارتومان به حساب ريختم تا تحت تعقيب قرارنگيرم. بنابراين من در جريان اين حادثه قرارگرفتم. وي افزود: عصرجمعه در حال عبور از خيابان ولي عصر ـ محموديه بودم كه همان سه جوان كه تعريفشان را شنيده بودم به همان شيوه قصدداشتند ازمن اخاذي كنند كه با آنان درگيرشدم و سه جوان وقتي مقاومت مرا ديدند پابه فرارگذاشتند.

نقشه آدم ربايي يك زنداني انتقام جو
گروه حوادث: يك جوان شرور با رهايي از زندان و شناسايي مردي كه او را در دام پليس انداخته بود، نقشه يك آدم ربايي مرگبار را طراحي كرد.
اين زنداني كينه جو، دو آدمكش را اجير كرده بود تا با ربودن مرد جوان، وي را به باغي كشانده و به قتل برسانند.
بنابه اين گزارش، ساعت ۲۱ شامگاه ۱۹ فروردين ماه سال جاري، مرد ۳۷ ساله اي به نام «ايرج» با پيكري خون آلود و در حالي كه آثار شكنجه روي صورتش ديده مي شد وارد كلانتري خاورشهر شد و ادعا كرد چهار جوان مي خواستند او را به قتل برسانند. اين مرد در حالي كه به سختي حرف مي زد، گفت: ساعتي پيش وقتي در محله عباس آباد در حال گذر بودم، سه سرنشين يك پيكان به من حمله كردند و در تاريكي بدون اينكه بتوانم از خود دفاعي كرده يا مهاجمان را شناسايي كنم، مرا ربودند.
«ايرج» ادامه داد: دقايقي آنان مرا به باد كتك گرفتند و در حالي كه توجهي به التماسهايم نداشتند مرا در باغي دار زدند، هنوز نفس مي كشيدم كه آدم رباها با تصور به اينكه من را كشته اند، باغ را ترك كردند.
با گزارش شدن اين آدم ربايي هولناك، قاضي حسيني مزارشريف رئيس شعبه ۱۶۰۷ مجتمع امورجنايي تهران رديابي آدم ربايان را در اختيار كارآگاهان دايره ۱۱ اداره آگاهي قرارداد و اكيپي تخصصي به سرپرستي سرهنگ گروسي و ستوان حميدي تشكيل شد.
كارآگاهان در نخستين اقدام با راهنمايي هاي مرد ربوده شده، اسارتگاه وي در باغ دور افتاده اي شناسايي شد و مأموران سرايدار باغ را كه جواني به نام «حسن» بود را شناسايي و تحت بازجويي قراردادند و در يافتند آدم رباها ادعا كرده اند گروگان را بخاطر آدم فروشي ربوده اند و قصد دارند او را به قتل برسانند.
با ادعاهاي اين مرد باغبان ـ يك فرضيه پليسي قوي مدنظر كارآگاهان قرارگرفت و در بازجويي از «ايرج» دريافتند وي چند سال پيش باعث به دام افتادن يك سارق شرور به نام «رضا» در دام مأموران آگاهي جنوب شرق شده است. كارآگاهان «رضا» را تحت رديابي قراردادند و دريافتند وي مدتي پيش از زندان آزاد شده است و در محله هاشم آباد تردد دارد. ظهر ۶ ارديبهشت ماه سال جاري، اين محله تحت نظر قرارگرفت تا اينكه «رضا» وقتي در حال گذر از خيابان اصلي هاشم آباد بود غافلگير عمليات ضربتي پليس قرارگرفت و دستگير شد.
اين جوان شرور وقتي در اداره آگاهي با گروگان نقشه مرگبارش روبرو شد با تعجب لب به اعتراف گشود و ادعا كرد بخاطر كينه اي كه از «ايرج» در دل داشت دو جوان به نامهاي «جعفر» و «داود» را اجير كرد تا او را ربوده و در باغي به قتل برسانند.

احمد روسي در آستانه اعدام قرار گرفت
061980.jpg
گروه حوادث: «احمدروسي» قاتل موطلايي تهران در آستانه اعدام در ملأعام قرارگرفت.
اعدام اين زنداني ۳۷ساله كه «احمددولتياري» معروف به «احمدروسي» و «احمدان» است درپي تأييد قضات ديوانعالي كشور در دستوركار مسؤولان اجراي احكام مجتمع امورجنايي تهران قرارگرفت. بنا به اين گزارش، «احمدروسي» ازسال ها پيش بخاطر سرقت هاي مسلحانه درسطح تهران، تحت تعقيب قرارگرفت و از شامگاه سه شنبه ۱۳ارديبهشت ماه بعد از قتل دوست ۲۰ ساله اش به نام مهدي كياني، بخاطر اختلاف برسر طلاهاي مسروقه جواهرفروشي پيوند، در خزانه تهران، ازسوي پليس رديابي و دستگير شد.
احمدروسي تحت مراقبت هاي ويژه روانه زندان شد تا اينكه قاضي محمدعرفان رئيس شعبه ۱۶۰۳ مجتمع امورجنايي تهران با محاكمه وي، اين قاتل را به يكبار قصاص نفس و يكبار اعدام در ملأ عام محكوم كرد. با اعتراض جوان شرور به رأي صادره، قضات ديوانعالي كشور به بررسي اتهامات وي پرداختند و حكم يكبار قصاص نفس در ملأعام را تأييدكردند. بنا به گزارش خبرنگارجنايي ما، دريك برنامه ريزي قضايي قرارشد روز چهارشنبه ۲۵ارديبهشت ماه «احمدروسي» در ملأعام به دارمجازات آويخته شود كه اجراي اين مراسم براي تكميل برخي موارد به اوايل هفته آينده موكول شد.

سرقت ۳۰۰ ميليون توماني از تاجر زن
061992.jpg
گروه حوادث: سرايدار يك تجارتخانه فرش دربازارتهران با سفر تاجرزن به انگلستان، نقشه سرقت ۳۰۰ميليون توماني را طراحي و اجراكرد.
راز اين سرقت سازمان يافته زماني فاش شد كه تاجرفرش با سفر به ايران با حجره خالي اش روبروشد.
بنا به اين گزارش، روز دوم ارديبهشت ماه سال جاري يك تاجرزن با مراجعه به كلانتري ۱۱۳ بازار ادعاكرد فرش هاي تجارتخانه اش به سرقت رفته است.
اين زن در بازجويي هاي پليسي گفت: سال گذشته سفري به انگلستان داشته ام كه بخاطر طولاني شدن كارهايم برخلاف برنامه ريزي ها، مدتي در اين كشور اروپايي ماندم و چون به سرايدارم مطمئن بودم بدون دل نگراني به ايران بازگشتم. وي ادامه داد: وقتي پاي در تهران گذاشتم ازسوي چندهمسايه پي بردم سرايدارم خيانت كرده است. بخاطر همين نيمه هاي شب به تجارتخانه ام رفته و ديدم از فرش هاي گرانقيمتم هيچ خبري نيست. مأموران وقتي پي به جزييات سرقت از تجارتخانه فرش بردند در قالب تيم عملياتي به سرپرستي سرهنگ مسعود جعفري نسب واردعمل شدند و با رديابي سرايدار جنايتكار كه يوسف نام داشت وي را در مخفيگاهش دستگيركردند. سرايدارجوان كه خود رادربرابر تاجرفرش مي ديد با وجود انكارهاي اوليه، لب به اعتراف گشود و ادعاكرد با همدستي پنج تن از همشهري هايش نقشه سرقت فرش ها را اجراكرده است.
اين جوان خيانتكار، در بازجويي ها گفت: وقتي خانم به اروپارفت و برگشتش به طول كشيد تصوركردم او ديگر برنمي گردد بخاطر همين با پنج دوستم به نام هاي «مروت»، «اميد»، «جواد»، «ابوالفضل» و «ايمان» اقدام به خالي كردن فرش هاي تجارتخانه كرديم و ۳۰۰ميليون تومان به جيب زديم. كارآگاهان با راهنمايي هاي سرايدارجوان و پي بردن به اينكه آنان با سرقت صدتخته فرش با فروش زيرقيمت به مالخران پول زيادي به دست آورده اند همدستان وي و ۱۷مالخر را رديابي و دستگيركردند. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، اين ۲۳ متهم در مراحل بازجويي دست داشتن در سرقت فرش ها از تجارتخانه زن ثروتمند را به گردن گرفته اند و با صدور قرارقانوني ازسوي قاضي دادگاه عمومي تهران دربازداشت به سرمي برند.

۳ هزار مأمور در تعقيب ۲ سارق بانك
گروه بين الملل: دو مردمسلح در جريان سرقت از يك بانك هفت نفر را در مجارستان كشتند و ۳۱ هزار دلار به سرقت بردند. به گزارش خبرگزاري فرانسه بيش از سه هزار مأمور پليس در سراسر كشور و مرزها دنبال دو سارق قاتل فراري هستند كه روز پنجشنبه در «مور» ۶۰ كيلومتري غرب بوداپست دست به اين جنابت زدند. مسؤولان براي اطلاعات مربوط به قاتلان ۳۷ هزار دلار جايزه تعيين كرده اند. در تيراندازي سارقان با مسلسل، چهار كارمند بانك، يك مأمور امنيتي، دو مشتري كشته و يك نفر مجروح شد.

برخورد دو قطارمترو در برلين
061983.jpg
در اثر برخورد دو قطار متروي شهري در شهر برلين پايتخت آلمان، دو نفر به شدت مجروح شده و چند نفر ديگر دچار جراحات سطحي گرديده اند. بر اثر اين تصادم عبور و مرور در مركز شهر برلين متوقف شده و آمبولانسها براي رساندن مصدومين اين حادثه به بيمارستان ها در حال رفت و آمد هستند. علت اين حادثه و تعداد دقيق مجروحين هنوز مشخص نيست.

سقوط يك هليكوپترايراني در آبهاي خليج فارس
گروه حوادث: يك هليكوپتر ايراني صبح روز شنبه لحظاتي پس از آنكه يك سكوي نفتي را ترك كرد، به دلايل نامعلومي در خليج فارس سقوط كرد.
اين هليكوپتركه متعلق به شركت نفت مي باشد داراي پنج سرنشين بود و ساعت ۹ و ۴۰ دقيقه روز شنبه از سكوي نفتي ابوذر در نزديكي خارك به پرواز درآمد و بعد از ۱۵ دقيقه از صفحه رادار محو شد.
جعفرزاده مديركل روابط عمومي سازمان هواپيمايي كشور ضمن اعلام اين مطلب به خبرنگار ما گفت: پس از ناپديد شدن هليكوپتر بلافاصله دو شناور به همراه يك هليكوپترجهت جست وجوي سرنشينان به منطقه اعزام كه در چهارمايلي يكي از سرنشينان به نام مرتضي ارجمندي را كه از ناحيه كمر دچار آسيب شده بود پيدا كرده و بلافاصله به بيمارستان بوشهر منتقل كردند و پس از درمانهاي اوليه به تهران اعزام كردند.
وي افزود: اين هليكوپتراز لحاظ فني در اختيار شركت نفت بود ولي براساس انكس ۱۳ از قوانين و مقررات ايكائو بررسي علل و عوامل سقوط اين هليكوپتربه عهده سازمان هواپيمايي قرارداده شده كه هم اكنون تحقيقات گسترده اي در اين زمينه آغاز شده است.
مديركل روابط عمومي سازمان هواپيمايي گفت: اين هليكوپتر از نوع آلووت ۳ بود و سرنشينان ناپديد شده آن مرادي اماني رئيس مجتمع دريايي ابوذر، قادر بابازاده رئيس سكوي ICو مهدي حميدي، تكنسين برق سكو هستند.
وي گفت: پيكر بي جان خلبان دادمهر از آب گرفته شده است و يك كشتي اكتشافي براي پيداكردن اجساد سه سرنشين ديگر هليكوپتر و لاشه آن وارد عمل شده است.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |