Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد ديدگاه
ورزش سلامت
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
هنر اجتماع
آموزش تغذيه
مهارت‌های زندگی سفر
حمل ‌و‌ نقل خيابان
انديشه کتاب
آب و هوا محيط زيست
پيشخوان مترو
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مراکز تماس
بورس مسکن
فرهنگ تاريخ
زنان کودک و نوجوان
عکس سرگرمی

به روز شده: 18 اردیبهشت 1387 ساعت 15:34  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید
صفحه اصلی تاريخ
 
پرونده سفر رابرت مك‌فارلين به ايران
 
ايران- مهدي قمصريان:
مواضع آمريكا پس از انقلاب اسلامي به ويژه در دوران جنگ تحميلي كه مقطع مورد بحث ماست، همگي حكايت از خصومت و تلاش براي جلوگيري از پيروزي ايران در دفاع مقدس بود.

در همين حال روي ديگر سكه اقدامات كاخ سفيد، تلاش براي آزادي گروگان‌هاي آمريكايي در لبنان در ازاي فروش تسليحاتي محدود به ايران بود.

اين‌گونه بود كه رابرت مك فارلين مشاور امنيت ملي كاخ سفيد با چندنفر ديگر عازم تهران شد، اما از اين سفر نه تنها ايالات متحده، طرفي نبست بلكه موجب رسوايي و مفتضح شدن دولتمردان واشنگتن شد.

گزارشي مخلوط از واقعيت و كذب در تاريخ 12 آبان سال 1360 در هفته‌نامه الشراع لبنان چاپ شد كه فضايي خاص و متفاوت را ايجاد كرد.

در گزارش  الشراع ادعا شده بود كه رابرت مك فارلين به همراه چند تن ديگر با پاسپورت‌هاي ايرلندي به همراه يك محموله سلاح وارد تهران شده و با برخي مقامات جمهوري اسلامي ديدار كرده‌اند. همچنين ادعا شده كه كتاب مقدس انجيل كه ريگان آن را امضا كرده بود به همراه يك كيك و كلت به مقامات ايراني به نشان دوستي اهدا شده است.

در اين‌كه چه عواملي موجب افشاي ماجراي سفر اين هيات آمريكايي در نشريه الشراع شده بود، اطلاعات صريح و قابل استنادي انتشار نيافت اما در عين حال تحليل‌هايي وجود داشت.

برخي عقب‌ماندگي و حذف اسرائيل از روند معامله ايران و آمريكا را كه بر اثر پافشاري ايران حاصل شده بود عامل افشاي اين پرونده مي‌دانند به اين ترتيب كه عوامل اسرائيل امكان درز ماجرا و رسيدن اطلاعات به مجله الشراع را فراهم كرده‌اند.

تحليل ديگر، ماجرا را به جريان دستگيري مهدي هاشمي معدوم مرتبط مي‌دانند و به اين باور است كه عده‌اي براي برداشتن فشار از وي و جلوگيري از پيگيري قتل‌هاي منتسب به وي، برخي عناصر مطلع از اين ماجرا، با هدفي كه گفته شد، الشراع را در جريان اين امر قراردادند.

واكنش و ابتكار

به دنبال انتشار گزارش الشراع، اكبر هاشمي رفسنجاني كه آن زمان رئيس مجلس شوراي اسلامي بود با توصيه امام خميني در مراسم سالگرد 13آبان در لانه جاسوسي آمريكا به تشريح سفر مك فارلين و همراهانش به ايران پرداخت و به اين ترتيب ابتكار عمل اين جريان به دست ايران افتاد و بحراني بزرگ و طولاني براي دولت آمريكا ايجاد شد بحراني كه بعدها از آن با نام «واترگيت دوم» يا «ايران كنترا» ياد مي‌شد.

هرچند افشاي اين سفر در ايران واكنش‌ها و تفسيرهايي داشت ولي نوع برخورد امام و توضيحات هاشمي رفسنجاني در بازگو كردن نسبتا صريح ماجرا به جاي تنش،‌موجب افزايش وحدت ملي در اين باب شد و در اينجا اعتماد بي‌نظير مردم و نخبگان به شخص امام خميني كه او را منزه از هرگونه بند و بست و اقدامي خلاف منافع اسلام و ايران مي‌دانستند و نيز براي وي قابليت و توانايي برخوردهاي اين چنيني را با آمريكا قائل بودند، نقش اصلي و عمده را ايفا كرد.

ضعف واكنش

دولت آمريكا پس از انتشار گزارش الشراع و اظهارات هاشمي رفسنجاني، چند روزي را با خودداري از بيان واقعيات و تاكيد بر بي‌طرفي آمريكا در جنگ ايران و عراق و ممنوعيت فروش سلاح آمريكايي به ايران، پشت سر گذاشت.

تعدادي از رسانه‌هاي آمريكايي نيز با ادعاي اين كه در اين جريان سلاح‌هايي از اسرائيل به ايران ارسال شد، يا اين‌كه اسرائيل واسطه انتقال سلاح به ايران بوده است كوشيدند بخشي از فشارها و بحران ايجاد شده در آمريكا را به ايران منتقل كنند، اما سرانجام پس از 10روز از افشاي ماجرا، ريگان رئيس جمهوري وقت آمريكا رسما به اين موضوع اعتراف كرد و به دفاع و توجيه آن پرداخت.

ريگان دلايل اقدام خود را تجديد روابط با ايران، خاتمه جنگ ايران و عراق، محو كردن تروريسم دولتي و خرابكاري و تاثير در امر بازگشت گروگان‌هاي آمريكايي از لبنان اعلام كرد.

كميسيون تاور

در دهم آذر 1365. ريگان براي كاستن از فشارها 3تن را براي تحقيق درباره عملكرد شوراي امنيت ملي آمريكا در ارتباط پنهاني با ايران، برگزيد كه عبارت بودند از؛ جان تاور سناتور محافظه كار و رئيس گروه تحقيق در اين زمينه، اوموند ماسكي وزير اسبق خارجه و برنت اسكوكرافت مشاور اصلي سياست خارجي رئيس جمهور سابق جمهوريخواه.

با وجود مسائل مهم پيدا و پنهان فراوان درباره عملكرد اين كميسيون وجود داشت نوع رفتار ايران به گونه‌اي بوده است كه بخش‌هاي متعددي از اين گزارش نيز اين قضاوت را منطقي نشان مي‌دهد كه ايران در اين ماجرا دست بالا را داشته است.

اين گزارش را هيات بررسي كننده به نام ماجراي «ايران كنترا» منتشر كرد كه ظاهرا قصد بر آن بود تا با اصلي كردن يكي از موضوعات فرعي ماجرا (تخصيص مقداري از لودفروش اسلحه به ايران براي ضد انقلابيون نيكاراگوا يعني كنتراها) موضوع اصلي حتي‌الامكان به شكلي فرعي‌تر جلوه كند هرچند اين مسئله براي آمريكايي‌ها محقق نشد.

ذكر اين نكته ضروري است كه حاصل اين ارتباط پنهاني در آن مقطع براي ايران تنها دريافت 8مورد سلاح و لوازم يدكي در تاريخ‌هاي جداگانه شامل 2008 قبضه موشك ضد تانك تاو، 18قبضه موشك ضدهوايي هاوك و قطعات يدكي پرتاب كننده اين موشك‌ها بود.

همچنين از شروع اين ارتباط، فقط 2گروگان آمريكايي در 24مهر و 11آبان 1365 آزاد شدند. 3نفر ديگر نيز در ماجراهاي ديگري در 18 و 21شهريور و همچنين 21مهر همان سال در بيروت به گروگان گرفته شدند كه در جريان مذاكرات پنهاني قرار نداشتند. در اين موارد هم گروگان اول بلافاصله آزاد شد و 2نفر ديگر تا مدت‌ها گروگان بودند.

قضاوت هيات آمريكايي

توجه به گزيده‌اي از قضاوت هيات بررسي كننده «ايران كنترا» متشكل از جان تاور، اوموندماسكي و برنت اسكوكرافت درباره ماجراي مك فارلين حائز توجه است: ارسال اسلحه به ايران يك اقدام پنهاني بود كه مستقيما مغاير با سياست‌هاي مهم و اعلام شده قوه مجريه(آمريكا) به شمار مي‌آيد، اما خود اين اقدام حاوي يك تناقض اساسي بود.

از ابتدا 2هدف آشكار بود: فتح بابي راهبردي به سوي ايران و آزادي اتباع آمريكايي كه در لبنان به گروگان گرفته شده بودند. به نظر مي‌رسد فروش اسلحه به ايران به منظور ايجاد و راه‌هايي براي تحقق اين 2 هدف صورت گرفت.

اين كار همچنين به كساني كه منافع ديگري نيز داشتند، فرصت داد و برخي از آنان در اثر معاملات فروش اسلحه آمريكايي به ايران سودهاي مالي مي‌بردند. در حقيقت فروش اسلحه به ايران به طور يكسان براي تحقق هر 2هدف مناسب نبود.

اسلحه چيزي بود كه ايران خواهان آن بود، اگرچه تمام آن چيزي كه آمريكا به دنبال آن بود،‌ آزاد شدن گروگان‌ها نبود...در حالي كه ملاقات در سطح عالي ميان مقامات ارشد آمريكايي و ايراني همچنان به صورت مذاكره باقي ماند ولي هرگز انجام نپذيرفت.

اگرچه آقاي مك فارلين در ماه مه 1986(خرداد 1365) به تهران سفر كرد ولي مقامات بلندپايه ايراني كه به وي وعده ملاقات با آنها داده شده بود، هرگز ظاهر نشدند...در بخش ديگري از گزارش كميسيون موسوم به تاور با تاكيد بر اشتباهات متعدد طرف آمريكايي آمده است: ماموريت مك فارلين به تهران بدون هيچ‌گونه برنامه‌ريزي قبلي و با انتظاراتي كاملا متفاوت از سوي هر 2 طرف، انجام پذيرفت.

اين كار مي‌توانست به شكست اين ماموريت كمك كرده باشد اما اشتباهات بسيار جدي‌تري وجود داشت. در ملاقات با كانال دوم(ظاهرا عدنان خاشقچي كه از دلالان اسلحه است) كه از پنجم تا هفتم اكتبر 1986( 14تا16مهر 1365) صورت گرفت، سرهنگ اليورنورث دسترسي خود به رئيس جمهوري را تحريف كرد با (منوچهر) قرباني‌فر (وي نيز از دلالان بين‌المللي اسلحه به شمار مي‌رود) در مورد گفت‌وگوهايي كه رئيس جمهوري(ريگان) داشت - همه نيز غيرواقعي بود - صحبت كرد.

عملكرد مذاكره كنندگان با قرباني‌فر وكانال دوم به طريقي انجام پذيرفت كه حاكي از ناپختگي محض بود.در پايان اين گزارش با ذكر جملاتي اين‌گونه يادآور شده است: چنانكه يكي از اشتباهات در خط مشي‌ها كه مورد بررسي قرار گرفت.

اجتناب مي‌شد، تاريخ ايالات متحده يك زخم كمتر،‌يك شرمساري كمترو يك فرصت كمتر براي دشمنان جهت از بين بردن اصولي كه اين كشور درصدد حفظ و پيشبرد آن در جهان است، فراهم مي‌كرد.

موضع امام

چندي بعد يعني در تاريخ 29 آبان ماه همان سال امام خميني در ديدار با مردم در سالروز ميلاد رسول اكرمص و امام صادق‌ع با اشاره به ماجراي مك فارلين و رسوايي دولتمردان ايالات متحده در بياناتي تاريخي و مهم فرمودند:

يك امر مهمي كه در اين روز عيد بايد به همه تبريك عرض بكنم، اين انفجار عظيمي است كه در كاخ سياه واشنگتن رخ داد و اين رسوايي بسيار مهمي كه براي سران كشور آمريكا پيدا شد.

شما اگر ملاحظه بكنيد و ببينيد كه در تمام دنيا، در سراسر جهان، مطبوعاتشان و رسانه‌هاشان و خطابه‌هاشان تمام متوجه اين معناست كه سرپوشي بگذارند بر اين رسوايي كه براي رئيس جمهور آمريكا پيش آمد.

رئيس جمهور آمريكا در اين رسوايي بايد عزا بگيرد و كاخ سفيد مبدل به كاخ سياه بشود، گرچه؟ بوده است. لكن اين متفرقه گويي و اضطرابي كه در كاخ سفيد پيدا شد و در طرفداري آمريكا، حكايت از عظمت مسئله مي‌كند. يك مقام عالي رتبه- به قول خودشان- از آمريكا به طور قاچاق و با تذكره جعلي وارد ايران مي‌شود در صورتي كه ايران نمي‌داند چيست.

به مجردي كه وارد مي‌شود معلوم مي‌شود كه اين از مقامات آمريكا است. ايران او را در يك جايي تحت نظر قرار مي‌دهد و او با هر كسي خواسته است ملاقات كند، ملاقات نمي‌كند اويي كه ادعا مي‌كند اگر من به شوروي رفته بودم، رئيس شوروي 3مرتبه به ديدن من مي‌آمد، گمان مي‌كند اينجا هم شوروي است! اينجا كشور اسلام است، اينجا نه كرملين قابل اين است كه ازش ذكري بشود و نه كاخ سياه، اينجا كشور رسول خداست.

اينجا كشور حضرت صادق است؛ اينجا پاسدارهاي ما شرافت دارند بر كاخ‌نشين‌ها؛ اينجا بسيجي‌هاي ماو امت ما شرافته دارند بر تمام كاخ نشين‌هاي عالم و همه كساني كه ادعاي پوچ خودشان را مي‌كنند و گمان مي‌كنند كه بايد عالم پيش آنها خاضع باشد.

آنهايي كه مي‌گفتند ما چه مي‌كنيم و قطع رابطه مي‌كنيم و از اين مسائل مي‌گفتند، امروز معلوم شد با عجز و ناله در پيشگاه اين ملت آمده‌اند و مي‌خواهند كه رابطه برقرار كنند، مي‌خواهند عذر تقصير بخواهند و ملت ما قبول نمي‌كند.

تاریخ درج: 11 آبان 1386 ساعت 17:52 تاریخ تایید: 11 آبان 1386 ساعت 18:20 تاریخ به روز رسانی: 11 آبان 1386 ساعت 18:20  
     
  
 
مطالب مرتبط
نكته‌هاي تازه هاشمي رفسنجاني از انقلاب شليك به كاپيتولاسيون شهادت در مسير وحدت حوزه و دانشگاه آخرين افطار هجرت در برابر ننگ
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است.