یک سوزن به خودمان و یک جوالدوز به دیگران

23 دی 89

از طریق یکی از رفقا لینکی از وبلاگ مجمع دیوانگان را که در آن نقدی به شبکه های تلویزیونی خارج ازایران با عنوان سوزنی به دوستان خارج نشین را فرستاد که خواندم.

هرچند که نویسنده در نقد خود درجه هایی از بی انصافی هم نگاشته بود که هرکدام پاسخ های قانع کننده‌ای دارد که احتیاجی به بازگویی آن نیست منتهی وی همه چیز را در مورد ایرانیان خارج از کشور درست ذکر کرده است به غیر یک نکته اساسی و کلیدی و آن هم تامین هزینه های یک شبکه تلویزیونی سبز یا اسم دیگری است. آیا از نظر نویسنده هزینه‌های این شبکه از قبل تامین شده بود؟ یا نویسنده استنادش به داستان پردازی‌های کیهان نشینان داخلی و خارجی است؟

درست است که انبوهی از ایرانیان نخبه در خارج از کشور هستند و درست است که تعداد زیادی روزنامه نگار بعد از انتخابات از کشور گریزان شده اند اما آیا همه این انسان‌ها که به اجبار به کوچ رسیده اند احتیاج به امرار معاش هم دارند، آیا فکر نویسنده برای راه اندازی یک شبکه سبز فقط فکر و ایده و نیروی انسانی را کافی می‌داند و با وجود آنها شبکه به تولید می رسد؟

به نظرم اگر قرار باشد نقدی هم صورت بگیرد و سوزنی زده شود ابتدا سوزنی هم به خودمان بزنیم که ما چه کرده ایم و بعد نق بزنیم که اصلا ندیده ایم و ندیده اند و چه و چه. دیدن برنامه های رسا خیلی ساده است و برای کسی که اهل اینترنت باشد حداقل ساده است، اما چگونه است شمایی که می‌فرمایید یکی از برنامه‌های این شبکه را ندیده‌اید نسبت به کیفیت برنامه‌هایش نوشته اید؟ آیا نباید قبل از اینکه وارد نقد و نق زدن بشوید که چرا رفته اند و فلان ماهواره را انتخاب کرده اند از خود سوال میکردید چرا فلان ماهواره؟

جواب این سوالها خیلی راحت است و ساده تر از آنکه فکرش را بکنید منتهی متاسفانه این از آفات جامعه ایرانی ماست که اول غر میزنیم و بعد تحقیق می‌کنیم و حکومت ما هم عینا همین را در مقیاس بزرگتری انجام میدهد اول دستگیر میکند و میزند و بعد تصمیم میگیرد اتهامی بتراشد.

به نظرم اول یک سوزن به خود بزنیم و بعد یک جوالدوز به دیگران

برادر حسین و دمش

9 دی 89

گویا اعلام رابطه حسنه و برادری میان برادران به اصطلاح اصولگرا و رفقای سلطنت طلب‌شان خیلی برای برادر حسین سنگین آمده و امروز سعی کرده با دست و پا زدن مفرط به یه طریقی اعلام برائت بکنه.

البته برادر حسین برای اینکه بازم ثابت کنه که رفیق سلطنت طلب‌اش درست گفته مطلب رو ارجاع داده به دروغ‌های نماینده خارج از کشورش سایت خودنویس.

به روباه گفتن شاهدت کیه گفت دمم

لینک مطلب کیهان بعلاوه مطلب:

ادامه ... »

پاسخ به دروغ پردازی سایت‌‌های الف و تابناک

7 دی 89

حنیف مزروعی عضو کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی در جوابیه‌ای به سایت‌های دروغ‌پرداز الف و تابناک و مشرق اخبار منتشره در این سایت‌ها را تکذیب نموده و پیوند دو جریان اقتدارگرایی در داخل و خارج از کشور را به آنان تبریک گفته است.

لازم به ذکر است متن جوابیه عضو جبهه مشارکت برای مدیران سایت الف ارسال شد که با عدم انتشار آن نوروز اقدام به انتشار متن کامل این جوابیه می‌نماید.

متن کامل جوابیه حنیف مزروعی به شرح زیر است:

پاسخ به دورغ پردازی وب سایت خبری الف و تابناک


پناه می بریم بخدا از شر شیطان رجیم

" ای مومنان ، هرگاه فاسقی برای شما خبری آورد تحقیق کنید ، مبادا از روی نادانی به قومی رنجی رسانید و سخت از کار خود پشیمان شوید" ( آیه 6 سوره حجرات ) و" ای اهل ایمان ، از بسیاری پندار ها و ظن ها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخی ظن و پندارها معصیت است و نیز هرگز(از حال درونی هم) تجسس نکنید و غیبت یکدیگر را روا مدارید، هیچیک از شما آیا دوست می دارد گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید ، و از خدا پروا کنید ، که خدا بسیار توبه پذیرو مهربان است ."

امروز سایت‌های اقتدارگرای “الف " (که منتسب به آقای احمد توکلی راهیافته تهران مجلس است ) و سایت “تابناک” خبری را با این تیتر" کمک مالی آمریکا به تلویزیون اینترنتی رسا " انتشار داده و درآن آورده است :" شهرام همایون مدیر شبکه تلویزیونی "کانال یک" وابسته به طیف سلطنت طلبان، اخیراً با افشای این کمک مالی، گفت: حنیف مزروعی از اعضای حزب مشارکت با علی رضا نوری زاده وارد همکاری شده تا تلویزیون سبزها را راه اندازی نماید و در این زمینه از آمریکائی ها پول گرفت که صدای موسوی و کروبی را در آمریکا و اروپا پخش کند.
حنیف مزروعی که از گردانندگان سایت رسمی حزب مشارکت بوده، دو ماه پس از انتخابات سال 88 از کشور خارج شد و در بلژیک مستقر شد."

درباره این خبر و درجهت تنویر افکارعمومی نکات ذیل را یاد آور می شوم :

۱- در آموزه های دینی ما براینکه منبع خبر فاسق نباشد ، و اگر فاسق بود ناقل خبر باید برپایه تحقیق و مستندات خود به نقل خبر اقدام کند تا مبادا به قومی و افرادی رنجی رسد و موجب پشیمانی شود ، و اینکه از پراکنش ظن و گمان نسبت به دیگران و تجسس و غیبت و تهمت پرهیز شود ، بسیار تاکید شده است بنابراین نقل خبر رافع مسولیت نقل کننده نیست و این در مورد " سایت الف " هم مصداق دارد.

۲- هرچند پس از کودتای انتخاباتی سال گذشته و تحمیل دولت احمدی نژاد به نوعی " دروغگویی " در کشور در حال نهادینه شدن است و روزی نیست که شاهد دروغگویی از سوی دولتمردان حاکم و رسانه های رسمی و نیمه رسمی نباشیم اما دراین میان " سایت الف و تابناک " تلاش داشته‌اند که چهره ای منتقد " دولت دروغ " و مدافع اصولگرایی و اخلاق اسلامی از خود به نمایش گذارد اما عملکرد این سایت در برابر سبزهای منتقد " دولت دروغ " ، در دروغ و تهمت زنی به افراد جنبش سبز تفاوت چندانی با افراد " دولت دروغ" ندارد و از اینرو نشر یک چنین خبری از این سایت غریب نمی نماید و ظاهرا برخلاف همه آموزه های دینی منبع فاسق و فاسدی چون " مشرق "و آنهم به نقل از منبع فاسق دیگری برای گردانندگان این سایت حجیت داشته است که اینگونه بی مهابا به نقل این خبر پرداخته اند.

۳- وقتی در ماههای اخیر رسانه های حکومتی همه به نقل خبری از جنتی عضو و دبیر مادائم العمر شورای نگهبان مبنی بر پرداخت یک میلیارد دلار از سوی آمریکا به رهبران جنبش سبز پرداختند و به نقل ازمصلحی وزیر" دولت دروغ " این رقم را به بیش از هفده میلیارد دلار افزایش دادند آنوقت تکلیف امثال شهرام همایون در دروغ گویی و تهمت زنی روشن است! وقتی دو روحانی در این سطح براحتی این چنین دروغ بگویند و تهمت بزنند و رسانه های رسمی نقل کنند دیگر چه انتظاری می توان از دیگران داشت که دروغ نسازند؟ و تهمت نزنند؟

۴- در خبر منتشره فقط یک گزاره درست وجود دارد و آن اینکه من عضو جبهه مشارکت بوده و هستم و دو ماه پس از انتخابات سال 88( بدلایلی که توضیحش اینجا ضروری نیست) از کشور خارج شده و در بلژیک مستقر شده ام ، و مابقی اش همه دروغ است و بدینوسیله تکذیب می شود .

اما نکته قابل تامل درساختن این خبر دروغ این است که چطور دو طیف مدافع حکومت دیکتاتوری(اصولگرایان حاکم + سلطنت طلبان) با هم منافع مشترک و صدای واحدی یافته اند که خبری کذب را اینچنین شادمانه برای خراب کردن رسانه ای سبز و اصلاح طلب پخش می کنند و باید پیوند این دو جریان اقتدارگرایی داخلی و خارجی را تبریک گفت.

می دانم که در دوران نهادینه شدن " دولت دروغ " آنهم با سوء استفاده از دین و دربازار مسگرهای تبلیغاتی که حاکمیت براه انداخته است آنچه البته بجایی نرسد فریاد است اما من به عنوان یک عضو کوچک جنبش سبز مردم مظلوم ایران همه تلاشم را برای اطلاع رسانی و آگاهی بخشی و شکستن سد سانسور بکار گرفته و می گیرم و درانجام این وظیفه ذره ای تردید به رغم این دورغ پردازی ها بخود نمی دهم و دعا می کنم که ایران عزیز بتواند خود را از شر این "دولت دروغ" و "دروغ پردازان داخلی و خارجی" رهایی بخشد و راه راستی و توسعه ورفاه و فردایی بهتر را درپیش گیرد تا امثال بنده هم بتواند به مام میهن بازگردد و درکنار هموطنان به زندگی و کار بپردازند .

حنیف مزروعی
هفتم دیماه ۱۳۸۹


متن خبر سایت‌های مشرق، الف و تابناک:


ادامه ... »

پرونده ما و پرونده شما

2 آذر 89

در خبرهای امروز آمده بود که جناب محسنی اژه ای دادستان کل کشور در اظهاراتی گفته اند «این بیانیه )موسوی) به نوعی پافشاری بر مواضع قبلی بوده است» سوالی که در ذهن ایجاد می شود اینست که مگر آقایان و فضلا چه توقع داشته اند؟ یعنی با گذشت بیش از یکسال و نیم از انتخابات و اتفاقات پس از آن آیا در تخیلات خودشان فکر میکردند که موسوی یا سایرین از مواضع خودشان عقب نشینی می کنند؟ آیا تا امروز با وجود همه زندانها و شکنجه ها و ... کسی بوده که بر مواضع قبلی خود نباشد؟

در جای دیگری هم گفته اند «با تکرار افعال مجرمانه بر پرونده وی افزوده می شود و اگر به این اقدامات ادامه دهد با او برخورد می شود». این جمله ایشان ابهام جمله قبل را ندارد اما مسئله اینست که پرونده آقای موسوی نزد چه کسی سنگین می شود؟ نزد مردم یا دولتی که مشروعیت مردمی خود را از دست داده است؟ یا نزد دستگاه قضایی که رکن اساسی خود یعنی عدالت را نه تنها از دست داده که به حراج گذاشته است.

ما هم قبول داریم که پرونده آقای موسوی سنگین است همانطور که پرونده سایر رهبران سبز سنگین است و همانطور که پرونده همه سبزها سنگین است، پرونده آنان از صداقت و همراه مردم بودن، ترجیح منافع مردم بر منافع حکومت، انتخاب مردم به جای اینکه مدیحه سرای قدرت باشند و بسیاری امثال این. بله پرونده موسوی و موسوی ها بسیار سنگین است اما مرد میدان می خواهد که آنان را از میدان به در کند وآنها با تشرهای اینگونه و اعمال بدتر از اینها کنار نخواهند رفت و مواضع و رفتارشان را تغییر نخواهند داد.

اما آقای محسنی اژه ای و امثال وی آیا به پرونده خودشان نگاهی کرده اند،؟ آقایان شما هم پرونده ای دارید به چه سنگینی، پرونده ای آغشته به خون و دروغ و نیرنگ و ظلم وسوءاستفاده از قدرت . پرونده شما آقایان هم سنگین است اما به رنگ سیاهی و پلیدی و روزی خواهی رسید که پرونده شما در پیشگاه ملت و دادگاه عادل و صالح باز خواهد شد تا در برابر اینهمه ظلمی که به هم وطنان و هم کیشان خود کرده اید پاسخ دهید.

مشق دموکراسی در اعتصاب بی‌بی‌سی فارسی/حقی که ادا شد

16 آبان 89

اتفاق مهمی افتاد این روزها که کمتر کسی به آن توجه کرد. بسیاری از روزنامه‌نگاران بی‌بی‌سی، بزرگترین شبکه خبری جهان، در اعتراض به مسئله‌ای صنفی که موضوعش برای این یادداشت دغدغه نیست، در سراسر جهان دست به اعتصاب زدند: در فرایندی دموکراتیک و با حضور نهادهایی ناظر رای‌گیری کرده و با توافق اکثریت، دو روز (چهاردهم و پانزدهم آبان) همراه هم شدند و سر کار نرفتند و قرار است بیست و چهارم و بیست و پنجم آبان هم دوباره چنین کنند.
اهمیت این اتفاق همراهی بسیاری از خبرنگاران بخش فارسی بی‌بی‌سی با این اعتصاب بود، «بسیار» بودن را جدا از اعتراف خود مجری برنامه تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی، از کشداری خبرها می‌شد فهمید و اینکه برای پر شدن برنامه‌ها دست به دامان خود مدیران شده بودند و مصاحبه‌های خسته‌کننده و نامعمول از نظر زمانی که به آنها اختصاص یافته بود. از پخش نشدن عادی بعضی از برنامه‌ها و جای خالی خیلی از چهر‌ه‌ها و صداهای آشنا: تجربه موفق اعتصاب سراسری.
«اعتصاب» به عنوان یکی از ابزارهای دموکراسی در جوامع امروزی است. دستاویزی مدنی که در سالهای اخیر در جامعه ایرانی کمتر مورد اقبال واقع شده‌است. نه از این جهت که در ایران نیازش نبوده، از این جهت که امکانش نبوده. امکانی که از طریق فعالیت نهادهای صنفی ریشه‌دار و قدرتمند برای تصمیم‌گیری و سازماندهی فراهم می‌شود، حال آنکه در ایران ما نفس عضویت دریکی از همین نهادهای صنفی نیم‌بند و نیمه‌نفسی که وجود دارد، می‌تواند یک ردیف اتهامی باشد در دادگاه انقلاب.
هر چند کم‌سابقگی تصمیم‌های گروهی موفقیت‌آمیز در جمع‌های ایرانی ریشه‌های سیاسی هم دارد، اما اصلش فرهنگی است. در هر رقم تشکیلات ایرانی، فارغ از محل جغرافیایی تشکیلش، همیشه کسانی پیدا شده‌اند که ساز مخالف بزنند. جمله‌هایی مانند: «راهش این نیست، این کار جواب نمی‌دهد.»، «من زن وبچه‌دارم، دور ما را خط بکشید.»، «نمی‌خواهم ابزار منافع شخصی دیگران شوم.» و جملات این‌چنینی به گوش همه ما آشناست. جمله‌هایی که صداقت پنهان‌شده پشت آن، ترجیح منافع زودگذر شخصی بر منافع بلندمدت گروهی است. بدبین‌ترها هم می‌گویند فرصتی است برای بی‌مقدارترها که لابد پیش بالاتری‌ها قدر بیابند.
من از موفقیت اعتصاب بی‌بی‌سی فارسی خوشحالم. بی‌بی‌سی فارسی صرفا به عنوان یک نمونه: جامعه‌ای ایرانی که ضریب نفوذ عملکردش در ایران به گواه خود حکومت از صدا و سیما بیشتر است، پس جامعه کم‌اهمیتی نیست. این بار جزو آن معدود دفعاتی است که آن گروه نوازنده «ساز مخالف» عده‌اش آن‌قدر در اقلیت بوده که در مقابل دوربین هزینه حیثیتی تمرد از «رای جمعی» را پرداخته و پیروزی اکثریت و تاثیر جای خالی‌شان را گوشزد می‌کند. اقلیتی که در حالی همچنان ساز مخالف زده که مدیر ارشدشان بر خلاف آن‌چه در ایران می‌بینیم، در مقابل همان دوربین اعتصاب را «حق» آن اکثریت بر می‌شمرد و حاشیه امنیتشان را تضمین می‌کند.
اعتصاب بی‌بی‌سی مشق دوباره دموکراسی برای جامعه‌ای - هر چند کوچک ولی تاثیرگذار- ایرانی و تاثیرگرفته از منش بوده که بیاموزیم باید به خواست اکثریت تن داد و تا آن روز که ساز مخالف در دستان ماست، ابزار قدرتی هستیم که خواستش لزوما مشروعیت ندارد و خود ماییم که در صف اول قربانیانش خواهیم بود.
برای من که در ایران برای سهم بیشتری از دانستن به ضرب هزار کلک اینترنتی و بشقاب استتارشده پشت‌بام، دست به دامان شبکه‌های خبری خارج می‌شوم، آنی معتبرتر، مستقل‌تر و اعتمادبرانگیزتر است که نشان داده، پیش از من، برای استیفای حقوق خودش با ابزار گوناگون دموکراسی آشناست و استفاده‌اش را در جایش می‌داند تا در جایگاه رکن چهارم دموکراسی مرا هم یاری رساند. حق، حق است و تلاش برای استیفای یک حق کوچک، در تعارض با کوشش برای دست یافتن به حقهای بزرگتر نیست، مگر این‌که هزینه استیفای حقی کوچکتر پامال کردن حقی بزرگتر باشد. خواه این حق بازپسگیری اندوخته صندوق بازنشستگی هزاران خبرنگار در سراسر دنیا باشد و خواه بازپسگیری آرای به یغما رفته میلیون‌ها مردم یک کشور.

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007