تبليغاتX
J.O.Z.E.P.H

 

مقصد اگر تو را تسخیر قله هاست ، باید همیشه رفت ، باید همیشه خواست

 
آرزوی سالی خوب

...

چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری امسال تو دماوند سپری شد. امسال با کلی خواهش و تمنا و هر راه و روشی که بلد بودم مسئولین زیربط رو دور زدم تا چهارشنبه سوری امسال رو در کنار دوستان و به دور از هر گونه محیط نظامی سپری کنم. یه باغ با یه کلبه کوچیک که گنجایش ۳۰نفری ما رو داشت. گفتیم و خندیدیم و پریدیم از روی آتشی که از خیسی چوب هاش به سختی روشن مونده بود. برای من بعد از ۴-۵ سال ممنوع الخروجی از خونه خیلی هیجان انگیز و لذت بخش بود. سال ۸۹ هم سال پر خاطره ای بود و شکر خدا خاطراتش یکبار بیشتر برام اتفاق نخواهد افتاد. در آستانه سال جدید برای همگیتون آرزوی سالی پر از موفقیت و سلامتی میکنم.

پ.ن۱: امسال سال خرگوشه یا گربه؟

پ.ن۲: اینم از بازی آخر امسال Machinarium که به علاقه مندان بازی های شدیدا فکری پیشنهاد میشود. اگه نتونستید پیداش کنید از این لینکها میتونید دانلود کنید

نوشته شده در  بیست و نهم اسفند 1389 ساعت 13:54  توسط Jozeph 

توچال، امسال، برف، عکس

یه سری عکس هست که چند وقته هی میخوام بزارمشون اینجا، هی نمیشه.... عکسها مربوطه به برف چند هفته پیش که توی تهران بارید و شهر رو سفیدپوش کرد. توچال هم میزبان جمعیت زیادی از اسکی بازها بود به همراه خانواده هایی که جمعه رو بهترین فرصت برای کوهنوردی، پیاده روی و برف بازی دونستند و به اونجا اومده بودند. من و یکی از همرزم هام تصمیم خودمون رو عملی کردیم و حال و هوایی عوض کردیم.

این آخری مربوط میشه به کسی که قراراه بره بالا و برف های روی "بانجی" رو پارو کنه! کی حال داره ۲۰۰ تا پله رو بره بالا

پ.ن: دلم برای قدیمی ها تنگ رفته است. خبری، چیزی بدهید احیانا. دست گُل تون هم درد نکنه

نوشته شده در  سیزدهم اسفند 1389 ساعت 22:10  توسط Jozeph 

یک سال خدمت

الان که دارم اینجا مینویسم ساعت ۱۱:۳۰دقیقه شب هستش و من تقریبا ۲ ساعته که از پادگان به خونه رسیده ام. متاسفانه این روزها، حال و هوای جالبی بر ما سرباز ها حاکم نیست و بیشتر برنامه های زندگیم به خاطر اوضاع و احوال داخلی تهران و برخی از شهر های کشورمون کاملا مختل شده. از سوخت شدن بلیط های جشنواره بگیر تا بهم خوردن قرارها و برنامه های شخصی...

جشنواره امسال هم تمام شد و رفت و منم تو این ۷، ۸ تا فیلمی که دیدم ۲، ۳ تا بیشتر به دلم ننشست. فیلم اصغر فرهادی رو که متاسفانه نشد ببینم و همینطور "خیابانهای آرام" که روز اکران در پادگان به سر میبردم. فیلم امسال کیمیایی رو بهتر از بقیه فیلم هاش میدونم و از بازی مهدی هاشمی تو فیلم "آلزایمر" هم خیلی خوشم اومد. اختتامیه رو هم که به همت صدا و سیمای خوبمون نه به صورت مستقیم و نه غیر مستقیم میشه کامل دید! جوایز هم نوش جان برندگان و اینکه "حامد دوست داریم.....!"

یه موضوع دیگه هم اینکه، امروز اول اسفند ۱۳۸۹ درست مصادف است با گذشت ۱سال از اولین روز آغاز خدمت من که الان ۱۲ ماه خدمت شده ام. مثل باد گذشت و مثل گس، سریع و بی مزه انگار ثانیه ها رو داری له میکنی و رد میشی بدون اینکه اهمیتی برات داشته باشن. انگار مجبوری به گذشته ات فکر نکنی و ادامه بدی تا پایانی که تو فقط بهش امید داری که دوباره از نو شروع بشه. جامپر جانمان هم که درست یک سال بعد از من داره به خدمت میره و امیدوارم که خدمت براش خیلی زود و خیلی راحت بگذره و تموم بشه.

نوشته شده در  دوم اسفند 1389 ساعت 0:1  توسط Jozeph 

My Email
Photo Gallery



  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM



Free counter and web stats