تبليغاتX
روزهای سرد

آدمی موجود غریبیه!

گاهی خودمون هم خودمونو نمی شناسیم .

گاهی اونقدر خبیث و پست می شیم ، که تحمل دیدن خودمون رو هم نداریم و

گاهی اونقدر با محبت و دلسوز ، که توی باورمون هم نمی گنجه که " این منم !؟ "

آدمی می تونه تا حدی ، شان و جایگاهشو بیاره پائین که از حیوونا هم پست تر بشه

(البته به نظر من حیوانات هم جایگاه خودشونو دارن و منظور ، تابع غریزه بودنه ...)

...

و یا آنقدر بزرگ باشه که بشه همون انسانی که هدف خلقته !

خدا جونم !

همه خوبیهامو مدیون توام و بدیهام مال اون مواقعی است که تو رو یادم می ره !

من تکه ای از وجود توام !

اگه گاهی هم تو رو از یاد برده ام ، تو منو یادت نره!

امروز روز زیبائی بود ...!

پر از محبت ... پر از خوبیها ...! پر از دوستی ...!

خدا جونم !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 خرداد1390ساعت 10:41  توسط محمدحسین گلپایگانی  | 

حرف امروزم ، حرف تازه ای نیست .

دلتنگم ، خیلی دلتنگ .

ناامیدی اونقدر وجودمو فرا گرفته ،

تا جایی که گاهی شک می کنم که آیا اصلا کسی هست که صدای منو بشنوه یا نه ...؟

اما تو ...

" تو " این روزا داری خیلی امیدوارم می کنی !

هرچند نمی دونم واقعا میشه به حرفهای " تو " اعتماد کرد ؟!

هرچه که هست ، تا الان  اشعار تو،  توی غم و شادی همیشه  کنار من بوده ...

اینبار هم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 خرداد1390ساعت 10:14  توسط محمدحسین گلپایگانی  | 

لحظه ها چه زود می میرند!روزها چه زود فرسوده می شوند!خاطراتم چه زود پیر و شکسته و رنجور می شود!

امروز بوی تمام گذشته در خلوتم پیچید،بویی کهنه و دلگیر

میان خاطرات پنهان ذهنم قدم می زنم،برگ های خط خورده را ورق زدم،برگ های زرد کاهی بوی دیگری می داد از جنس دیگری بود،شبیه من نبود:شبیه سال های دور،شبیه خنده های خشک شده،شبیه تمام گذشته ام!

روزهایی که روزگاری چقدر دوستش داشتم و حالا...

حالا سهم من از آن تنها بغض ترک خورده ای ست !

میان من و آن دنیا حالا حصاری دیواری چینه ای کوتاه یا بلند کشیده شده است اما گاه که سرک می کشم به آن دنیای کوچک پرتاب می شوم؛دنیایی کوچک شبیه قصه های کودکی...

تمام آدم های آن دنیا،تمام قهرمان های کوچکش تمام عطرهای آن ،همه و همه در ذهنم و قلبم پراکنده می شود

حالا اما تمام یادهای آن روزها به تیرگی بدل شده است

حالا هم مثل همیشه رویاهای آخر قصه خواب و خیالی ست

حالا" آه آنقدر بزرگم که یارای کوچک شدن با من نیست"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 اردیبهشت1390ساعت 9:51  توسط محمدحسین گلپایگانی  | 

شاید شب آخری باشه که!!!

آدما فرصتی برای خنده پیدا کنن..

شاید باید به خلا صه شدن فرصت بدم..

به این که با بودن هر چیزی روی هوا معلق بودن رو  خلاصه کنم..

دیگه خلاصه شدم..

و فرصتی که به ورق های دفترم داده بودم داره به ته می رسه..


بپرس تا به نپرسیدن عادت نکنی..

ایست رو بر بودن ترجیح بده تا با سکوت اعدام نشی..

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 فروردین1390ساعت 19:22  توسط محمدحسین گلپایگانی  | 

باید صبح رو دوباره با خورشید قدم زد..

و من با خنده های کوتاه به آشنایی دوباره خاتمه دادم..

سکوت کردم..

و نقطه ها رو تو جریان زندگی به بودن حرفای تکراری ترجیح دادم..

امروز دیگه!!!

بله..

هستم..

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 فروردین1390ساعت 19:20  توسط محمدحسین گلپایگانی  | 

این روزا همش بهش فکر می کنم .

تحمل دوری اش برام خیلی سخت شده .

دیگه مثل قدیم ها نیستم که چند روز یه بار ببینمش .

هر روز .. هر ساعت .. هر لحظه می خوام مال من باشه .. کنار من باشه ..

نمی دونم می دونه یا نه اما .. خیلی بهش احتیاج دارم .

یک لحظه هم نمی تونم دوری اش رو تحمل کنم .

وقتی نیست ، همش عکسشو می بینم .

عجیب عاشق اش شدم .

قبلن ها هم بهش فکر می کردم اما اوج علاقه ام توی این چند ماه بود .

کی فکرشو می کرد که در عرض چند ماه اینقدر عاشق اش بشم ؟

تا می ذارم بره ، می رم دوباره میارمش تا بیشتر نگاهش کنم .

هر روز بهش می گم :

می شه مال من باشی ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 فروردین1390ساعت 18:18  توسط محمدحسین گلپایگانی  | 

زمستان . سرما . تموم شدن ، حتی خداحافظی برای زنده موندن ، یه سکوت طولانی که برای همیشه تو دلت باقی می مونه .

 

به گذشتن فکر نمی کنم ... به بزرگ شدن فکر نمی کنم ... به این فکر کردم که تو بهترین لحظه ها که همه آرزوی این لحظه ها رو دارن ، من غمگین ترین بودم برای خودم ...

 

سکوت این روزا تا ابد تو دلم می مونه تا یه جایی یه گوشه ای وقتی تنها موندم ، اشکی که ریختم تنها چیزی باشه که برام می مونه ...

 

تموم شد تا بهمون ثابت بشه هنوزم در جریانیم ...

 

چه اونایی که خوشحالن و یا چه اونایی که غمگینن ...

 

چون تو این لحظه ها همه با هر حس حالی بهت می گن عیدت مبارک ...

اولين نو عيد مادرم هم مبارك  

چه زود رفت از پيشم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 فروردین1390ساعت 11:36  توسط محمدحسین گلپایگانی  | 


من که با نگاهِ شیرین تو فرهاد شدم

                                                     مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 اسفند1389ساعت 17:36  توسط محمدحسین گلپایگانی  | 

 
Read EachOne Carefully and Think About It a Second or Two
اميدوارم هر جمله رو به دقت بخوني ويکي دوثانيه راجع بهش فکر کني.......

1. I love you not becauseof who you are, but because of who I am when I am with you..
من تو رو دوست دارم نه به خاطر تو...بلکه به خاطرشخصيتي و ارزشي که زماني که با توهستم پيدا مي کنم......
2. No man or woman isworth your tears, and the one who is,
won't make you cry.
هيچ مرد يا زني ارزش گريه هاي تو رو نداره چون اگه داشت
باعث اشک ريختن تو نمي شد.

3. Just because someonedoesn't love you the way you want them to, doesn't mean they don't love you withall they have.
اگه کسي با تو هم عقيده نيست وکاري رو که تو علاقه داري اون دوست نداره به اين معني نيست که خود تو رو هم دوست نداره...
4. A true friend issomeone who reaches for your hand and touches your heart.
يک دوست واقعي کسي هست که دستان تو رو ميگيردو احساسات قلبي تو رو درک مي کند...
5. The worst way to misssomeone is to be sitting right beside them knowing you can't have them
بدترين نوع فراق زماني هست که کسي رو که دوست داري در کنار خودت داشته باشي ولي بدوني هيچ وقت نمي توني مالکش بشي.

6. Never frown, even whenyou are sad, because you never know who is falling in love with your smile.
حتي زماني که ناراحت هستي..اخم نکن ولبخند بزن ..زيرا ممکنه کسي عاشق لبخند تو بشه...
7. To the world you maybe one person, but to one person you may be the world.
براي تمام دنيا تو فقط يک نفري...ولي کسي هست که تو براي او تمام دنيايي
8. Don't waste your timeon a man/woman, who isn't willing to waste their time on you.
وقتت رو با کسي تلف نکن ..که حاضر نيست واسه تو وقت بذاره...
9. Maybe God wants us tomeet a few wrong people before meeting the right one, so that when we finallymeet the person, we will know how to be grateful.
شايد خدا مي خواد که تو آدم هاي مختلفي رو قبل از ديدن اون شخصي که واقعا مال توست ملاقات کني تا بالاخره وقتي اونو ديدي شکر گزار باشي

10. Don't cry because itis over, smile because it happened.
وقتي اتفاقي مي افته گريه نکن.زيرا ديگه تموم شده و اون اتفاق افتاده...پس بخند...
11. There's always goingto be people that hurt you so what you have to do is keep on trusting and justbe more careful about who you trust next time around.
هميشه اشخاصي وجود دارند که تورو ناراحت کنند ولي تو نبايد اميد و اطمينانت روبه همه از دست بدي...فقط براي دفعه ديگه حواست رو جمع کن که چه کساني قابل اعتماد هستند
12. Make yourself abetter person and know who you are before you try
سعي کن پيشرفت کني ولي فراموش نکن قبلا کي بودي.....
13. Don't try so hard, the best things come when you least expect them to.
خيلي خودتو درگير نکن ..هميشه اتفاق هاي خوب زماني مي افته که اصلا انتظارش رو نداري...

14. Thank you for being apart of my life, whether you were a reason, a season or a lifetime.
ا ز تو به خاطر اين که تبديل به قسمتي از زندگي من شدي ممنونم حالا هرچي ميخواد باشي :دليل زندگيم؟طعم زندگيم ياخود زندگيم ...
REMEMBER: WHATEVERHAPPENS, HAPPENS FOR A REASON.
هميشه يادت باشه که در هر اتفاقي حکمتي نهفته هست...

How many people actually have 8 true friends?
چند نفر ازشما ميتونين ادعا کنين که هشت نفر دوست واقعي دارين؟؟؟؟؟

Hardly anyone I know ! But some of us have all right friends and good friends!!!
بعيده ! ولي بعضي از ما دوستاني داريم که الحق دوستان خوبي هم هستند!!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 اسفند1389ساعت 11:2  توسط محمدحسین گلپایگانی  | 

اگرمیدانستیم که....

1.نصیحت کردن.آموزش دادن نیست

2.گفتن مطالب دینی.تربیت دینی نیست

3.عادت دادن.ایجاد اخلاق درونی نیست

4.یاد دادن.تعلیم دادن نیست

5.پاسخ دادن.قانع کردن نیست

6.نوازش کردن.محبت کردن نیست

7.ترحم کردن.احترام گذاشتن نیست

8.تعظیم کردن.تکریم کردن نیست

اگر میدانستیم....

1.زینت دوستی.زیبایی دوستی نیست

2.دانش آموختن.دریافت گواهی نامه نیست

3.آراسته شدن.لباس به رسم روز پوشیدن نیست

4.پرهیزگار بودن.گریزاز صحنه نیست

5.منعم بودن.پولدار بودن نیست

6.دلبسته بودن.برده بودن نیست

7.پایبند به وظیفه.تسلیم بودن به فرمان دیگری نیست

8.مردم خواه بودن.مردم داری نیست

9.مصمم بودن.لجوج بودن نیست

10.موقر بودن.تکبر کردن نیست

11.احترام گذاشتن به خود.فایده رساندن به دیگران نیست

12.به عدالت رفتار کردن.تلافی کردن نیست

13.شنیدن.گوش دادن نیست

14.دیدن.بصیرت یافتن نیست

15.ایمن بودن.محفوظ ماندن نیست

16.آسودگی.لمیدگی نیست

آن وقت به فهم حقیقت تربیت و زیستن حقیقت نزدیکتر میشدیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 اسفند1389ساعت 11:1  توسط محمدحسین گلپایگانی  |