تبليغاتX
Esperanto اسپرانتو: زبان دوم برای همه
 
   
     
 
انجمن جهانی اسپرانتو  اسپرانتو فرهنگ و ادبیات اسپرانتو موسیقی روز اسپرانتو انجمن اسپرانتوی ایران آموزش اسپرانتو به صورت آنلاین برای همه شبکه آموزشی-تربیتی بر ای زبان آموزان و آموزگاران اسپرانتو سپاه اراده نیک
 
  در نشانی زیر مجموعه کتابهای علمی و فنی به زبان اسپرانتو قابل دسترسی است:

http://www.eventoj.hu/steb/

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
 

برنامه‌ی سخنرانی دی ماه در انجمن اسپرانتو ایران

 دومین دوشنبه‌ی هرماه در دفتر انجمن اسپرانتو ایران برنامه‌ی سخنرانی به زبان اسپرانتو برپاست. در برنامه‌ی دی‌ماه، روز دوشنبه 12 دی ساعت 18  آقای دکتر محمد کرام‌الدینی درباره‌ی وبلاگ و وبلاگ‌نویسی در دنیای اسپرانتو، سخن خواهند گفت. شرکت در این برنامه برای همه‌ی علاقه‌مندان آزاد است.

 

خ نجات الهی پلاک26 طبقه دوم غربی واحد 8                                    88808100 – 88922366

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
 

اولین وبلاگ فارسی درباره‌ی اسپرانتو 4 سال پیش، هم‌زمان با موج پیدایش وبلاگ‌های فارسی‌زبان در پرشین‌بلاگ زاده شد و امروز خوشبختانه شمار وبلاگ‌هایی که به فارسی درباره‌ی اسپرانتو هستند کم نیستند. تقریبا همه‌ی این وبلاگ‌ها در زمینه‌ی خبررسانی فعالیت دارند و آنچه به نظر می‌رسد کم است، وبلاگ‌هایی هستند که جنبه‌ی تحلیلی/نظری داشته باشند. گرچه با توجه به این‌که خود اسپرانتو در میان همگان بسیار ناشناخته است، خبررسانی درباره‌ی آن بر زمینه‌های تحلیلی/نظری آن ارجحیت دارد ... با این وصف تلاش خواهم کرد در میان خبرپراکنی‌های خود، گاهی هم -به فراخور توانایی خود- تحلیل‌هایی درباره‌ی خود پدیده‌ی اسپرانتو و فرهنگ آن به‌پردازم تا چه در نظر افتد.

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
 

به بهانه‌ی یک‌سد و چهل‌و ششمین زاد روز دکتر زامنهوف می‌خواهم در حد پرسشی یاد این انسان نیک‌خواه را گرامی بدارم.

 فرهنگ عبارت است از مجموعه‌ی هنجارها و ارزش‌های مشترک یک گروه. آنچه اسپرانتو را از هم‌سان‌های خود (زبان‌های ابداعی دیگر) متمایز می‌کند "فرهنگ" آن است. تصور عمومی از زبان اسپرانتو، زبانی "مکانیکی" و "فاقد روح" است و باور عمومی بر این است که اسپرانتو نمی‌تواند "فرهنگ" داشته باشد چون "جدید" است و نسبت به درخت تناور زبان‌های دیگر جوانه‌ای تازه رسته آن هم به‌طور مصنوعی، بیش نیست!

این‌که بخواهیم دیگران را به "بی‌فرهنگی" متصف کنیم خود نشانه‌ی  ضعف ‌فرهنگی است(!). به تعبیری بی‌فرهنگی وجود ندارد بلکه "تفاوت فرهنگی و ارزشی" وجود دارد که هر گروهی با توجه به تجربیات و آموزههای خود بدان دست یازیده است.

همان‌گونه که می‌دانیم کم نبوده‌اند طرح‌های زبانی چه قبل و چه بعد از پیدایش زبان اسپرانتو، اما هیچ‌کدام از آن‌ها وارد عرصه‌ی کاربردی در سطح وسیع نشدند. به باور من افزون بر ویژگی‌های زبان‌شناسی،  نداشتن "روح" –که من آن را فرهنگ می‌نامم- از عواملی است که باعث شده آن طرح‌ها در مرحله‌ی "طرح" باقی بمانند و اسپرانتو از مرحله‌ی طرح به "عمل" در آید.

اولین فرهنگ‌مند اسپرانتو، خود دکتر زامنهوف است. ویژگی‌های فرهنگی زامنهوف چنین است:

- نوع دوستی: زامنهوف، بشردوست به معنای واقعی است و این بشردوستی نه در حد "شعار" که در عمل او مشهود است. او انسان‌ها را فارغ از رنگ و نژاد و جنسیت و مذهب دوست داشته و با آن‌ها مراوده نموده است.

- دیگردوستی:  همه‌ی ما خواهی نخواهی متعلق به "گروه"ی هستیم. در محدوه‌ای زاده می‌شویم و پرورش می‌یابیم و بین "ما" و "دیگران" همیشه فاصله‌ای هست. زامنهوف "دیگردوست" است او با نوع دوستی خود به دیگر دوستی می‌رسد.

- صلح‌دوستی: زامنهوف به معنای واقعی کلمه صلح‌دوست است. اصلا تلاش برای ابداع اسپرانتو، برای ایجاد امکان صلح و دوستی است. با مطالعه ی زندگی این نیک‌مرد موردی یافت نمی‌شود که لحظه‌ای فارغ از دغدغه‌ی صلح‌دوستی، آن‌هم در گستره‌ی جهانی نبوده باشد.

 

زامنهوف فرهنگ‌ساز و فرهنگ‌پرور

زامنهوف با گفتمان و کردار خود فرهنگی بین‌المللی را ایجاد کرده است که این فرهنگ روز به روز در حال بالندگی و پویایی است. آنچه او در 118 سال پیش ایجاد کرده است (انتشار زبان اسپرانتو) تقریبا در همه‌ی مرزهای جغرافیایی گسترش پیدا کرده است بی‌ یاری حکومتی و یا دولتی!

 می‌توان گفت که اسپرانتو از مردمی‌ترین جنبش‌های روزگار ماست که تنها به همت مردمان به پیش می‌رود و بالنده‌تر می‌شود. مجموعه‌ی نوشته‌ها، ترجمه‌ها و سخنرانی‌های زامنهوف نشانگر فرهنگی به نام اسپرانتو است که بر غنای آن به وسیله‌ی فرهیختگان اسپرانتو از فرهنگ‌های دیگر جهان هم‌چنان افزوده می‌شود.

آنچه‌ می‌خواهم در این‌جا بیان کنم تنها در حد یک پرسش است:

ما به عنوان اسپرانتودان چه هویتی داریم و ناقل چه فرهنگی هستیم؟

آیا هر اسپرانتودانی ناقل فرهنگ اسپرانتو است؟

به گمان من اگر کسی به این اصول باور داشته باشد از فرهنگ اسپرانتویی برخودار است:

- به رسمیت شناختن "دیگران" و حقوق آن‌ها (حق دیگر بودن)

- چندزبانگی و چند فرهنگی (تنوع فرهنگی)

- باورنداشتن به برتری فرهنگی (رد هرگونه آپارتاید)

 

                                                                              در این باره باز هم خواهم نوشت.

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
 

نقل از روزنامه هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com/news49828.html

سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (يونسکو) از 5 سال پيش تاکنون روز بيست و يکم فوريه را روز جهانی زبان مادری اعلام کرده و از ملت‌های جهان خواسته است از طريق تفاهم، مدارا و گفت و گو به حفظ زبان‌هايی که از نسلهای گذشته به ميراث برده‌اند کمک کنند.
در سراسر جهان حدود شش هزار زبان رواج دارد، اما بنابر آماری که يونسکو اعلام کرده، کسانی که به 95 درصد اين زبان‌ها سخن می گويند تنها 4 درصد جمعيت کره زمين را تشکيل می دهند.
ايران نيز کشوری است که زبان مادری بخش گسترده ای از جمعيت آن با زبان رسمی اين کشور تفاوت دارد اما روز به روز از شمار کسانی که به زبان‌های محلی سخن می گويند کاسته می شود و روند زوال زبان‌های محلی با ضرباهنگ تندتری پيش می رود.
دکتر حسن انوری، فرهنگ نويس و استاد دانشگاه در تهران، رسانه های ملی را خطر اصلی تهديدکننده زبان‌های محلی می داند و بويژه بر نقش برنامه های تلويزيونی بر کودکان تأکيد می کند که باعث می شود آنان حتی پيش از ورود به دبستان بخوبی زبان فارسی را بياموزند اما همين محوريت زبان فارسی آنها را از زبان محلی شان باز می‌دارد.
وی همچنين به عوامل فرهنگی و رفتارهای اجتماعی نيز اشاره می کند، از جمله این که سخن گفتن به زبان محلی يا داشتن لهجه ناشی از زبان محلی هنگام سخن گفتن به زبان فارسی نوعی کسر شأن و عامل سرافکندگی به شمار می رود و اين موضوع باعث شده است که برخی پدر و مادرها حتی در شهرهايی که زبان فارسی در آنها رايج نيست، از همان ابتدا به فرزندانشان زبان فارسی را بياموزند و آنان به جای زبان محلی به زبان فارسی سخن بگويند.
ايران زبان‌های محلی عمدتاً در سطح زبان محاوره باقی مانده و از لحاظ دستوری و واژگانی بشدت تحت تأثير زبان فارسی زبان قرار گرفته اند، با این که کتب و نشرياتی به برخی زبان‌های محلی به چاپ می رسد، تنها عده بسيار اندکی از کسانی که به زبان‌های محلی سخن می گويند به مطالعه کتب و نشرياتی به زبان خود می پردازند، چرا که تدريس نشدن زبان‌های محلی در مدارس و دانشگاه‌ها امکان آشنايی با شکل نوشتاری و ادبی زبانشان را از آنها سلب کرده است.
اين در حالی است که اصل پانزدهم قانون اساسی، استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدريس ادبيات بومی اقوام گوناگون را در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد دانسته اما تاکنون در هيچ مدرسه و دانشگاهی در ايران، غير از زبان ارمنی، زبان و ادبيات اقوام ديگر تدريس نشده است.
در ايران جنبش‌هايی هر چند محدود برای عملی کردن اين اصل از قانون اساسی و همچنين احيا و اشاعه زبان‌های محلی وجود دارد اما اين جنبش‌ها هنوز نتوانسته است به موفقيت قابل توجهی بينجامد.
داريوش آشوری، نويسنده و پژوهشگر ايرانی مقيم فرانسه، يکی از علل اصلی پياده نشدن اين اصل از قانون اساسی را نبود انگيزه کافی در سطح توده های اقليتهای قومی در جهت احيا و گسترش زبان‌های محلی می داند و معتقد است که اين جنبشها تنها در سطح قشر محدودی از روشنفکران باقی مانده و به لايه های پايينتر قوميتهای ايرانی سرايت نکرده است، چراکه اصولاً چنين خواسته‌هايی برای اقوام ايرانی فوريت و اولويت ندارد.
با تمام اين اوصاف، نگاهی به مسئله زبان مادری از چشم اندازی گسترده‌تر، واقعيتی عظيمتر را در برابر چشمان ما به نمايش می گذارد، در جهانی که روز به روز کوچکتر می شود، به گفته دکتر حسن انوری، زبان فارسی نيز خود زبانی محلی و در حال انقراض است.

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
 

دنیای پس از اسپرانتو

متن سخن‌رانی احمد رضا ممدوحی (رییس انجمن اسپرانتو ایران)

به‌مناسبت سال‌گشت تولد خالق زبان بین‌المللی اسپرانتو، دکتر ل. ل. زامنهوف (1917-1859) و روز جهانیِ کتاب اسپرانتو

تهران 15 دسامبر 2005/ 23 آذر 1384

 دکتر زامنهوف، مبدع زبان اسپرانتو، که طبق پیش‌گوئیِ لایب‌نیتز، در صورت جهان‌گیر شدن زبان‌اش، مشهورترین مخترع جهان شناخته خواهد شد. مقدمه می‌خانه اگر ساقیِ صاحب‌نظری داشت، می‌خواری و مستی ره و رسمِ دگری داشت. به‌نظر می‌رسد که شاعر از "ره و رسم" می‌خواریِ موجود راضی نبوده و علت آن‌را نبودِ "ساقیِ صاحب‌نظر" می‌داند. تعبیر اسپرانتیستیِ این شعر، شاید این باشد که نظم زبانیِ موجود در دنیا، نظمی صحیح و کارآمد نیست، و علت آن، فقدان اسپرانتیست‌هایی است، که از روش‌های درست و کارآ برای ترویج اسپرانتو در دنیا استفاده‌کنند. و این در حالی است که اهمیت زبان برای انسان – چه در ارتباط او با دیگران و چه در ارتباط او حتی با خودش – بسیار بنیادی و کلیدی است، تا جایی که به‌عنوان مثال، بنابر ‌گفته‌ی لودویگ ویتگِنشتاین (1951-1889)، فیلسوف اتریشی-انگلیسی: "محدوده‌های زبان من، مرزهای دنیای من است." و این واقعاً باعث تأسف است که محدوده‌ی دنیای اکثریت قاطع انسان‌های هزاره‌ی سوم، هنوز مرزهای محدودِ زبان‌های قومی – و یا حداکثر ملیِ - ایشان است! اهمیت زبان و ویتگنشتاین گرِگوری بِرگمَن (-1979)، نویسنده‌ی جوان کتاب جدید (2004) The little book of bathroom philosophy که در ایران با نام "کتاب کوچک فلسفه" (با ترجمه‌ی کیوان قبادیان و توسط نشر اختران) منتشر شده است، در این کتابِ موجز فلسفه، هنگامی که به ویتگنشتاین می‌پردازد، می‌گوید: "نفوذ ویتگنشتاین فوق‌العاده است، زیرا برای علم فقط یک وظیفه‌ی مشروع قائل بود: توجه به کاربرد زبان به‌گونه‌ای که از معضلات فلسفیِ ناشی از کاربرد نادرست کلمات اجتناب شود." لودویگ ویتگِنشتاین، فیلسوف زبان‌آگاهِ اتریشی-انگلیسی: "محدوده‌های زبان من، مرزهای دنیای من است." ویتگِنشتاین، که از شاگردان برتراند راسل (1970-1872) فیلسوف و ریاضی‌دان انگلیسی بود، بنابر گفته‌ی بسیاری، اندیشه‌ی فلسفیِ قرن بیستم را متحول کرد. وی درباره‌ی اهمیت زبان بسیار صحبت کرده است، ازجمله درمورد رابطه‌ی بین واقعیت و زبان گفته است که: "همه‌ی واقعیت‌ها به این اعتبار واقعیت‌اند که می‌توانیم درباره‌ی آن‌ها حرف بزنیم و تصویرشان کنیم." (تناظر سه‌گانه‌ی واقعیت، اندیشه در ذهن انسان و زبان) هم‌چنین در مورد قدرت و رسا بودن زبان در تبیین مطالب و مسائل گفته است که: "هر چیزِ گفتنی را، به‌وضوح می‌توان بر زبان جاری ساخت." در نظر ویتگنشتاین – شاید همان‌طور که سهراب سپهری نیز گفته‌است: "واژه باید خودِ باد، واژه باید خودِ باران باشد." - کلمه خودِ معنی است، چرا که به‌زعمِ او: "اگر راست باشد که کلمات معنی دارند، پس چرا کلمات را دور نمی‌اندازیم و معنی‌شان را نگه نمی‌داریم؟" لزوم تغییر استراتژی متولیان و متصدیان امرِ زبان در جهان – که البته خواه‌ناخواه شامل ما اسپرانتودانان نیز می‌شود – تاکنون موفق به تغییر اساسیِ این نظمِ اشتباه نشده‌اند. علت این امر شاید در غرق شدن ایشان در جزئیات و یا جزء‌نگری‌های افراطی بوده است – که البته شاید وجود و گذراندن آن برای پیشرفت تکنیکی در این زمینه لازم بوده‌است. اما اکنون به‌نظر می‌رسد که برای فرار از این ورطه و رکودِ نسبی، احتیاج به یک کل‌نگری و دگرنگریِ بنیادی وجود دارد تا فرایِ پیشرفت‌های تکنیکی به‌دست آمده، از تاکتیک‌های جدیدی بهره‌گیری شود. و شاید هنگام آن نیز فرا رسیده باشد تا در استراتژیِ پیش‌برد زبان اسپرانتو هم تجدید نظر کنیم. ابداعات اولیه و ابداعات ترکیبی ما در عصری زندگی می‌کنیم که به‌نظر می‌رسد اکثریت اختراعات و ابداعات اساسی یا اولیه - چه در زمینه‌ی فن‌آوری و فرآوری و چه در زمینه‌ی دانش و علوم - انجام شده است، چرا که مدت‌هاست که اکثر نوآوری‌ها و دست‌آوردها، تنها ترکیب یا آرایه‌ی جدیدی از یافته‌های قبلی بوده‌است. بنابر این، اختراعات و ابداعات کنونی – و احتمالاً آینده نیز - اکثراً از ادغام و ترکیبِ اختراعات و ابداعات قبلی و نحوه‌ی کاربردِ جدیدی از آن‌ها، به‌وجود می‌آید. C5 اختراع لُرد کلایو سینکلر، که در سال 1985 به بازار آمد، کاربردی هوشمندانه از اختراعات پایه‌ی قبل از خود بود. به‌عنوان نمونه در زمینه‌ی فن‌آوری، فرد‌بَرِ سِگوِیْ (Segway human transporter) که در ابتدای هزاره‌ی سوم میلادی توسط دین کامِن (Dean Kamen)، مخترع آمریکایی ابداع شد، و از نقطه‌نظر حمل ونقل، شهرسازی و رعایت مسائل زیست‌محیطی - مانند C5 ابداع سال 1985 لُرد کلایو سینکلر (Clive Sinclair)، مخترع انگلیسی - بسیار قابل توجه است و افق‌های تازه‌ای را در برابر دیدگان طراحان در بسیاری از زمینه‌ها، ازجمله برنامه‌ریزی و طراحی شهری می‌گشاید؛ و یا رادیوی کوکی، که در سال‌های پایانیِ قرن بیستم ابداع شد و عنوان اختراع سال را نیز از آن خود کرد – و ایده‌ی آن به‌راحتی می‌تواند به تلفن همراه و کامپیوترهای همراهِ کوکی نیز بیانجامد - فقط ترکیبی است از دست‌آوردهای علمی و فن‌آوری‌ گذشته: ژیروسکوپ، حس‌گرهای گوناگون، باطری‌های قابل شارژ، کوک، دینام یا ژنراتور، و ... . فردبَر سِگوِی و مخترع آن، دین کامِن. سِگوی که در آغاز هزاره‌ی سوم رونمایی شد و فردبری کاملاً هوشمند است، ترکیبی جدید است از دست‌آوردهای قبلیِ بشر. در زمینه‌ی علوم نظری و دانش نیز می‌توان به‌عنوان مثال به "داروینیسم اجتماعی" که در اواخر قرن نوزدهم توسطِ دانشمندانی مانندِ هِربرت اسپنسر (1903-1820)، یکی از بنیان‌گذاران علم جامعه‌شناسی، سامان‌دهی شد، و یا نظریات خانم جولیا کریستِوا (-1941)، روان‌کاو، نویسنده، تئورسین و استاد زبان‌شناسیِ دانش‌گاه پاریس، که بلغاری‌الاصل و فرانسوی است، اشاره کرد که با تعبیر و ترکیب جدیدی از ایده‌ها و نظریات چارلز داروین (1882-1809)، زیگموند فروید (1939-1856)، و زبان‌شناسیِ ساختارگرا به‌وجود آمده است.

داروینیسم اجتماعی، کاربرد نظریه‌ی داروین در مورد جوامع انسانی است، که عمدتاً توسط هربرت اِسپِنسر سامان‌دهی شد. در مورد اسپرانتو چطور؟ بنابر این در زمینه‌ی مشکل زبان بین‌المللی و اسپرانتو نیز، احتمالاً ما احتیاجی به ابداع یا اختراعِ اصلیِ جدیدی نداریم، چرا که اسپرانتو - و چندین هزار زبان دیگر - تا به‌امروز ساخته شده است. چیزی‌که در این زمینه به آن احتیاج داریم، ترکیب صحیح و کارآمدی است از فنون و آگاهی‌های موجود، برای پیش‌برد علم و آگاهی در این زمینه که به جهانی‌شدن زبان اسپرانتو – یا هر "آنتوی" دیگری - بیانجامد (اشاره به "یوروپانتو"، "یورال " یا تمامی زبان‌های دیگری که با الهام یا بر اساس زبان اسپرانتو ساخته شده، یا پیشنهاد شده تا ساخته شود). مثلاً به‌کارگیریِ زبان اسپرانتو در کامپیوترها و اینترنت، یکی از ترکیباتی بوده است، که تاثیر به‌سزایی در پیش‌برد زبان اسپرانتو داشته است – و به‌نوبه‌ی خود قادر به پیش‌برد غیرقابل تصور کاربرد کامپیوترها و اینترنت در سراسر جهان است. تاکنون تلویزیون و سینما در حد بسیار کمی به این منظور مورد بهره‌برداری قرار گرفته است – هرچند که همین مقدار نیز، تأثیر خوبی برای معرفی و وجهه اسپرانتو داشته است. رادیو و تلویزیون ماهواره‌ای از پتانسیل بسیار زیادی برای کمک به شناساندن، آموزش و به‌کارگیریِ زبان اسپرانتو دارند – همان‌طور که اسپرانتو نیز نقش فوق‌العاده‌ای می‌تواند در استفاده‌ی هرچه بیشتر و بین‌المللی‌تر از آن‌ها در سراسر دنیا داشته باشد. اما، تمامیِ این‌ها مربوط به تکنیک پیش‌برد اسپرانتو است، چیزی که در مقیاس تاکتیک و استراتژی باید مدنظر قرار گیرد نیز شاید از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. عشق به دریا و ایجاد تشنگی آنتوان سنت دو اِگزوپری (1944-1900)، نویسنده و خلبان فرانسوی، خالق کتاب شازده‌کوچولو، که کتاب قرن شناخته شده است، می‌گوید: "اگر می‌خواهید یک کِشتی بسازید، افراد را فرا نخوانید تا چوب جمع‌کنند، کار را بین ایشان تقسیم کنید و به ایشان دستور دهید که چه‌کار کنند. به‌جای این کارها، به ایشان عشق ورزیدن به دریای وسیع و بی‌انتها را آموزش دهید." چنا‌ن‌چه بخواهیم این پند حکیمانه‌ و عارفانه‌ی اگزوپری را در مورد چگونگیِ پیش‌برد زبان بین‌المللیِ اسپرانتو در سطح جهان به‌کار ببندیم، باید به‌جای غرق شدن در تبیین و انتقال جزئیات و ویژگی‌های اعجازآورِ زبان اسپرانتو و نحوه‌ی آموزش هرچه بیشترِ آن، مردم دنیا را از جهانی آگاه کنیم که در آن مشکل زبان مشترک یا زبان بین‌المللیِ فرا‌گیر وجود ندارد. چراکه هنوز، به‌عنوان مثال، برای هیج اروپایی یا امریکایی هم – که شاید نسبت به دیگر ساکنان این کره از پیشرفت‌های بیشتری در زمینه‌ی زبان و ارتباطات بهره‌مند شده باشند - قابل تصور نیست که پس از پیاده شدن در پکن، تهران یا مسکو بتوانند با تمامیِ اقشار مختلف محلیِ مردم، از راننده تاکسی گرفته تا مردم کوچه و بازار و دانش‌جویان و اساتید، به‌راحتی و در زمینه‌های گوناگون – و نه فقط در حدِ یک سلام و احوال‌پرسیِ ساده - صحبت کنند. اکنون کار ما اسپرانتیست‌ها شاید این باشد که چنین رویایی را برای مردم جهان به تصویر در آوریم، تصویری باورپذیر و ملموس و دست‌یافتنی: با بهره‌گیری از کتاب، مجله، فیلم، تئاتر، اینترنت یا هر رسانه‌ی دیگر. به‌عبارت دیگر ما باید به‌هرترتیبی که می‌توانیم، "دنیای پس از اسپرانتو" را به‌خوبی به‌تصویر کشیم و آن‌را به تمامیِ مردم جهان نشان دهیم. دنیای پس از اسپرانتو در دنیای پس از اسپرانتو، امور کلیدی و حیاتی در زندگانیِ هر فرد یا جامعه، از بهبود، سهولت و عدالت فراوانی بهره‌مند خواهد بود، اموری چون آموزش زبان بیگانه یا "بین‌المللی"، تحصیل در رشته‌ی مطلوب، فرصت‌های کاری، ازدواج، مسافرت، بهره‌مندی از محصولات گوناگون هنری (مانند ادبیات، فیلم و تآتر)، تفریح و غیره. به‌عنوان مثال، فراگیریِ زبان بیگانه یا "بین‌المللی" – که در حال حاضر تنها برای گروه اندکی از نخبگان میسر است که از امکانات مالی یا طبقه‌ایِ ویژه‌ای برخوردارند – در دنیای پس از اسپرانتو، برای تمامی انسان‌های جهان به‌گونه‌ای یک‌سان ممکن خواهد بود. امکانات و فرصتهای تحصیلی، کاری یا حتی تفریحی نیز، که اکنون بستگی زیاد و غیرعادلانه‌ای به دانستن زبان بیگانه‌ای دارد، که فراگیری آن برای اکثریت مردم امکان‌پذیر نیست، در دنیای پس از اسپرانتو برای همه به‌یک‌اندازه و عادلانه خواهد بود. شاید بزرگ‌ترین نمودگاهِ دنیای پس از اسپرانتو، در حال حاضر همایش‌های جهانیِ اسپرانتو (UK) باشد. بنابر این، به‌عنوان نمونه، باید تا آن‌جا که می‌توانیم جوِ تفاهم‌آمیزِ حاکم بر این همایش‌ها را به مردم جهان نشان دهیم تا ببینند که یک قرن است که چندین هزار نفر از ده‌ها کشور گوناگون و زبان مختلف گرد هم می‌آیند و در ایجاد تفهیم و تفاهم بین خود کوچک‌ترین مشکلی ندارند. به‌عنوان مثال، در ارتباط با اتحادیه‌ی اروپا، که به‌خاطر فقدان زبان مشترک واحد در رنج و خرج بسیار به‌سر می‌برد، و علایمی از گرایش آن به اسپرانتو نیز دیده شده است، برای از بین بردن تردیدهای تصمیم‌گیرندگان ایشان در به‌کارگیریِ زبان بین‌المللی و بی‌طرف اسپرانتو، کافی است که هم‌اندیشانِ اروپائیِ ما حداکثر مساعیِ خود را در دعوت و فراخواندن ایشان به همایش جهانی سال آینده – که در فلورانس ایتالیا برگزار می‌شود – انجام دهند تا این تصمیم‌گیرندگان با چشم‌ها و گوش‌های خود تفاهم بین‌المللی را درعمل و در بین متفاوت‌ترین نژادها و زبان‌های دنیا تجربه کنند. آن‌گاه برای ایشان دیگر کوچک‌ترین شک و تردیدی در مورد بهره‌گیری از زبان اسپرانتو به‌عنوان زبان مشترک کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا باقی نخواهد ماند. هنگامی که ما اسپرانتودانان توانستیم به آحاد مختلف مردم جهان طعم و مزه‌ی چنین دنیای رویایی را بچشانیم، دیگر این خودِ مردم خواهند بود که برای دست‌یابی به این رویای زیبای بشریت از انجام هیج عمل و ابتکاری کوتاهی نخواهند کرد، و پس از یافتن اسپرانتو، برای آشنایی و فراگیریِ آن، خود ایشان به دنبال ما خواهند گشت تا بتوانند با اسپرانتو بیشتر آشنا شوند، آن‌را بیاموزند و از آن استفاده کنند. یعنی به‌عبارت دیگر، همان‌طور که مولانا نیز قرن‌ها پیش از اگزوپری گفته: آب کم جو، تشنگی آور به‌دست، تا بجوشد آب‌ات از بالا و پست. یعنی به جای دادنِ آب (اسپرانتو) به مردم، تشنگی (آرزوی ارتباط یافتن با همه‌ی انسان‌های جهان) را در ایشان به‌وجود آوریم و دامن بزنیم، چرا که با داشتنِ تشنگی، خود ایشان به‌هرطریقی که باشد، آب را خواهند یافت. مولانا و اگزوپری هر یک به‌زبان ویژه‌ی خود، بر اصالت تشنگی و عشق، به‌عنوان مهم‌ترین انگیزه برای نیل به مطلوب و هدف، تکیه کرده‌اند. احتمالاً مرحله‌ی پس از ایجادِ این آرزو و خواست و تشنگی، ترغیب و تشجیع مردم به جستجو و طی طریق در جهت آرمانِ آرزوئیِ ایشان است؛ همان‌طور که در فرهنگ غرب به‌حق بر don’t give up your dreams (رویاهایتان را کنار نگذارید) تکیه شده و ما نیز در فرهنگ شرقیِ خود معتقد به اولویت اندیشه و آرزو هستیم، و به‌عنوان مثال، همان‌گونه که باز حضرت مولانا فرموده: اندیشه‌ات جایی رود، وآن‌گه تورا آن‌جا برد، زاندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو، پیشانه شو. یعنی ابتدا باید اندیشه و آرزو برای امری به‌وجود آید و پرورانده شود؛ پس از آن، تنها همین آرزو و خواست، انگیزه و اسباب تحقق بخشیدن به آن خواهد شد. به‌عنوان مثال، تا اندیشه و تصور آزادی یا دموکراسی برای مردم تعریف و تبیین نشده باشد، ایشان در جهت دست‌یابی به آن کاری نخواهند کرد، اما پس از آشنایی با (خوبی‌های) این مفاهیم، از انجام هر تلاشی به رسیدن به آن کوتاهی نخواهند کرد. که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها به تعبیر دیگر، طبق گفته‌ی حافظ، عشق در ابتدا باید سهل و آسان بنماید تا انسان را مجذوبِ خود سازد، و پس از آن، به‌یاریِ جذبه‌ی ایجاد شده در ابتدا، فائق آمدن بر هر مشکی که پیش‌آید، به‌آسانی ممکن خواهد بود. هم‌چنین بنابر غزل زیبای دیگر حافظ، محبوب برای افکندن آتش عشق به جان انسان تنها "زلفی بر باد می‌دهد" تا کل وجودِ انسان را "بر باد دهد" (زلف بر باد مده، تا ندهی بر بادم/ناز بنیاد مکن، تا نکَنی بنیادم). یعنی فقط با ایجاد شیفتگی و تشنگی، انسان کاملاً مجذوب شده و به دنبال محبوب و خواسته‌ی خود می‌رود. یا چنان‌که عطار نیز می‌گوید، فقط با افکندن عشق و آرزو بر دل شیخ پیر صنعان، دخترکی ترسا قادر می‌شود تا او را که عمری با زهد و آبرو زیسته، به هرجا که مایل است بکشاند و انجام هر کاری را از او بخواهد – حتی کشاندن او به کنیسه و بستن زنار! ما نیز باید ابتدا – و شاید حتی فقط – عشق به ارتباط یافتن با تمامیِ انسان‌های جهان را بر مردم بنمایانیم، و آنان را عاشق و شیفته‌ی این ایده و آرزو کنیم، چرا که با وجود این عشق و طلب، خود ایشان بر تمامیِ مشکل‌های سرراه فایق خواهند آمد. عشق به تفاهم کامل با تمامیِ انسان‌های جهان: این رویا که هر کسی در هر جای جهان بتواند تمامیِ مجله‌ها، روزنامه‌ها، کتاب‌ها و سایت‌های اینترنتی دنیا را بخواند، همه‌یِ برنامه‌های تلویزیونیِ گیتی را ببیند و به تمامیِ ایستگاه‌های رادیوئی جهان گوش فرا دهد و هنگام مسافرت به هر نقطه از کره‌ی زمین به‌راحتی بتواند با سکنه‌ی آن‌جا ارتباط کامل برقرار سازد. همه بتوانند در همه‌ی نقاط زمین به تحصیل و کار بپردازند و با هر قوم و نژاد که بخواهند، بیامیزند – این است رویای زیبایی که به دکتر زامنهوف چنان انگیزه‌ای داد که با عشق و علاقه‌ی کامل تمامیِ عمر و تلاش خود را برای به‌وجود آوردن و پیش‌برد زبان مشترک جهانیِ اسپرانتو صرف کند. و اکنون نیز همین رویا باید به تمامیِ انسان‌ها عطش ارتباط برقرار کردن و تفاهم بین‌المللی را ببخشد و آنان را به‌سوی زبان بین‌المللی و بی‌طرفِ اسپرانتو، این سترگ عُمرآوردِ دکتر زامنهوف، جذب کند. کار ما: تبدیل جهل مرکب به جهل ساده تا هنگامی‌که جهل، مرکب است – یعنی مشکلی وجود دارد، و آگاهی از وجود این مشکل، موجود نیست – هیچ امیدی برای رفع آن را نمی‌توان متصور بود. به‌عنوان مثال، احتمالاً کوررنگی یا دالتونیسم برای هزاران سال در بین انسان‌ها وجود داشته است، ولی تا هنگامی‌که جان دالتون (1844-1766)، شیمی‌دان و فیزیک‌دان انگلیسی – که خود نیز کوررنگ بود! – از وجود چنین مشکلی آگاه نشد، هیچ‌کسی نمی‌توانست در جهت بهبود، رفع یا مقابل با آن، کاری بکند. دنیا زبان مشترک جهانی ندارد و از نبودِ آن در رنج است، و در عین حال از وجود خودِ این مشکل هم بی‌خبر است. یعنی در زمینه‌ی مشکل زبان بین‌المللی جهل مضاعف یا مرکب وجود دارد. ما باید دنیا را از وجود مشکل ارتباطات در جهان آگاه کنیم و سپس در پیِ جستجوهای خود ایشان، به آن‌ها بگوییم که راه‌حل آن را نیز نابغه و انسان‌دوست بزرگی بیش از یک قرن پیش و آن‌هم با جزئیات کامل ارائه کرده است. اگر ما بتوانیم این نوع جهل مرکب را به جهل ساده – یعنی وجود مشکل، و آگاهی از وجود آن – تبدیل کنیم، دیگر برای حل مشکل تنها نخواهیم بود و خود مردم برای حل آن به‌پا خواهند ایستاد، و ما را خواهند جست، و اگر ما و اسپرانتو را نبینند – یا نخواهند ببینند – اسپرانتو را خود از نو خواهند آفرید. (مانند پیشنهاد آفرینش زبان "یوروپانتو" یا "یورال" که توسط نماینده‌ی پارلمان انگلستان در اتحادیه‌ی اروپا مطرح شده است.) و توصیه‌ی آخر به هم‌اندیشان عزیز در سراسر جهان: شاید مهم‌تر - و زیباتر - از موفقیت جهانیِ نهضت ما و اسپرانتو، اشتیاق و آرزوی امروزِ ما برای اتفاق افتادنِ این امر مبارک است، یعنی تصدیقی دیگر بر تقریباً همان‌چیزی که ناظم حکمت (1963-1902) سال‌ها پیش گفت: "من نمی‌دانم که اسپرانتو (به‌زودی) زبان جهانی خواهد شد یا نه، و به‌نظر من این مسئله آن‌قدر هم مهم نیست: برای انجام این امر، زمان زیادی وجود دارد. به‌نظر من مسئله‌ی مهم این است که هم‌اکنون انسان‌هایی وجود دارند که برای ایده‌ی زبان اسپرانتو در تلاش و مبارزه‌اند. توصیه‌ی من به پدر و مادرها این است که اسپرانتو را به فرزندان خود بیاموزید." در پایان، جمله‌ای از اِین راند (آلیسا روزنبام) (1982-1905)، فیلسوف روسی‌الاصل آمریکایی و مبدع عین‌گرایی (یا برون‌گرایی که مبتنی بر تثلیثِ فردگرایی، عقل و سرمایه‌داری است)، که عظمت دکتر زامنهوف را به‌گونه‌ی تازه‌ای تبیین می‌کند: "هر کس که برای آینده به‌نبرد برخیزد، امروز در آینده زندگی می‌کند." یعنی دکتر زامنهوف در بیش از یک قرن پیش، در آینده‌ی اکثریت مردمان کنونیِ دنیا زندگی می‌کرده است و ما پیروان او نیز در آینده زندگی می‌کنیم، پس به این اعتبار، ما و او هم‌عصریم – مگر نه آن‌که همیشه او را در کنار خود احساس می‌کنیم و گفتار و کردار و پندارش هم‌چنان برایمان جذاب و جدید است!؟

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
 

نشانی محل برگزاری روز کتاب اسپرانتو

روز پنج‌شنبه 24 آذرماه ساعت 17 در آتلیه‌ی استاد حبیب‌پور

سعادت آباد میدان کاج خیابان سرو شرقی خیابان چهارم کوی نسیم پلاک72 حبیب‌پور

تلفن: 22067136

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
  در سایت تعاونی فرهنگی اسپرانتودانان برزیل بخشی هم برای کودکان اختصاص یافته که خیلی جالب است و می توان فایل هایی را به صورت ام پی تری پیاده سازی کرد.

http://www.kke.org.br/esperanto/por_infanoj/index.php

متن موسیقی هم  برای نوآموزان قابل دریافت است.

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
 

هماندیش گرامی؛

 

ماهها و شاید سالهاست که بحث استقلال اقتصادی و هدفمندکردن سرمایههای علاقهمندان به پیشرفت اسپرانتو، در یک قالب شفاف و ساده، در بین اسپرانتودانان شنیده میشود.

 در ادامهی این شنیدهها و در پی صحبتهای پراکندهای که صورت گرفته بود، سرانجام در بعد از ظهر چهارشنبه (25/8/84)، آقایان علینمازی، حمید شاعری، محمدرضا ترابی، عباس خسروآبادی، علیرضا صندوقدار و محمدرضا فولادخواه؛ نشستی را در این باره برگزار کردند.

و بنا، بر این گذاشته شد که یک‌بار به‌طور جدی موضوع صندوقی با اهداف نزدیکی افراد علاقه‌مند(چه اسپرانتودان و چه غیر اسپرانتودان) و هدف‌مندی سرمایه‌ها، پیگیری شود.

 

در نشست روز چهارشنبه 2/9/84، پنج نفر برای تشکیل هیأت مدیره‌ی موقت اعلام آمادگی کردند:

     آقایان:

            - محمدرضا ترابی

            - حمزه شفیعی

            - عباس خسروآبادی

            - علی رضا صندوقدار

            - محمدرضا فولادخواه

(با تشکر از آقای علی‌نمازی که چون مشاوری دلسوز در نشست‌ها حاضر بودند.)

 

و قرار بر این شد که تا بیست و چهارم آذر ماه 1384 که نشستی به مناسبت روز کتاب اسپرانتو برگزار خواهد شد، این افراد، اساس‌نامه‌ای – هر چند ناکامل- تهیه و تا حد امکان شروع به عضوگیری کنند و در آن روز از بین اعضای داوطلب، اولین هیأت مدیره‌ی صندوق انتخاب شود.

 

- یادآور می‌شود که چهارده یار عزیز (خانم‌ها: م. فهمی، شیرین احمدنیا، نیکو ممدوحی، فریبا نوری‌مجد، نیره ابراهیم‌پور و آقایان: حمزه شفیعی، احمدرضا ممدوحی، محمدرضا ترابی، بابک ترابی، اصغر مرامی، حسن ترابی، عبادالله مقدسی، محمود هاشمیان و علی نمازی)، مدت‌ها پیش از این نشست، به‌طور داوطلبانه و نمادین –در صندوق راه نیفتاده- عضو شده بودند که در تسریع راه‌اندازی این صندوق بسیار موثر بوده‌اند؛ هیأت مدیره‌ی موقت سپاس فراوان از این دوستان دارد.

 

 

فرم عضویت در صندوق پس‌انداز دوستان اسپرانتو

 

                                                                                        تاریخ:

نام:

نام خانوادگی:

سال تولد:

شماره‌ی ملی:

نشانی:

تلفن:                              تلفن همراه:

نشانی الکترونیکی:

 

                                                                            امضا

 

 مبلغ شروع به عضویت:                    ريال

- بر پایه ی توافق هیات مدیره، پیشنهاد کمترین مبلغ 20.000 تومان می‌باشد.

 

بند اختیاری:

مبلغی که ماهانه برای پس‌انداز در صندوق در نظر گرفته‌اید:        ريال

- این مبلغ می‌تواند هر ماه، هر چند ماه و یا هر سال؛ به‌صورت پیش پرداخت یا یک‌جا، پرداخت شود.

 

 

*- در صورتی که مایل به این امر هستید که تمامی تماس‌های صندوق با شما از طریق شبکه اینترنت یا پیغام کوتاه تلفن همراه باشد، نشانی الکترونیکی و/یا شماره‌ی تلفن همراه خود را در زیر بنویسید:

 

نشانی الکترونیکی:

تلفن همراه:

صندوق از تآییدیه‌ی شما، پس از دریافت هر پیام، خرسند می‌شود.

 

- هر عضو می‌تواند هر زمان که خواست، عضویت خود را باطل و بر طبق شرایط صندوق، تسویه حساب کند.

 

 

 

 

رسید صندوق

                                                                    تاریخ:

گواهی می شود:

مبلغ               ريال، از خانم/آقای                    ، بابت                         دریافت گردید.

                                                           نام و امضای گیرنده ی وجه

 

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
 

تاريخ: پنجشنبه 25آذر1384

ساعت: 17تا19:30

محل: دفتر موسسه سبزانديشان

17-17:10) خوش آمدگويي

17:10-17:25) سخنراني مهندس احمدرضا ممدوحي، ريیس انجمن اسپرانتو ايران، درباره‌ی "دكتر زامنهوف، مبدع زبان اسپرانتو"

17:25-17:40) سخنراني رضا ترابي، درباره‌ی "نقش دكتر زامنهوف درفرهنگ اسپرانتو"

17:40-17:55) سخنراني دكتر کیهان صيادپور، درباره‌ی "اسپرانتو و پزشكي"

17:55-18:10) پرسش و پاسخ

18:10-18:30) استراحت و پذيرايي

19:30-18:30) پخش فيلم به زبان اسپرانتو

خ نجات الهی پلاک26 طبقه دوم غربی واحد 8       88808100

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
  سایت اختصاصی کنگره 91 اسپرانتو با اطلاعات جامع را در نشانی زیر خواهید یافت:

http://www.ukflorenco2006.it/

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
  ویکی پدیا دایره المعارف آزاد اینترنتی است که به خیلی از زبانهای زنده جهان در اینترنت در حال گسترش است. ۵ روز قبل سی هزارمین مطلب اسپرانتو زبان ویکی پدیا منتشر شد! در همین زمان ویکی پدیای فارسی شش هزار مطلب داشته است.

برای مشاهده این دایره المعارف جالب اینجا را کلیک کنید

http://eo.wikipedia.org/wiki/%C4%88efpa%C4%9Do

 

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
 

به مناسبت روز 15 دسامبر(روز پنج‌شنبه24 آذر1384) – روز کتاب اسپرانتو- برنامه‌ای از ساعت 17 تا 19 در دفتر انجمن اسپرانتو ایران برگزار خواهد شد.  در این برنامه مهندس احمدرضا ممدوحی – رییس انجمن-، دکتر کیهان صیادپور و رضا ترابی سخنرانی خواهند کرد. حضور علاقه مندان را در این برنامه گرامی می‌داریم.

                                                                                               انجمن اسپرانتو ایران

 

خ نجات الهی پلاک26 طبقه دوم غربی واحد 8                                    88808100 – 88922366

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
 

دومین دوشنبه‌ی هرماه در دفتر انجمن اسپرانتو ایران برنامه‌ی سخنرانی به زبان اسپرانتو برپاست. در برنامه‌ی آذرماه آقای دکتر کیهان صیادپور-فوق تخصص قلب کودکان- درباره‌ی بیماری‌های قلبی به زبان ساده سخن خواهند گفت. شرکت در این برنامه برای همه‌ی علاقه‌مندان آزاد است.

 

خ نجات الهی پلاک26 طبقه دوم غربی واحد 8                                    88808100 – 88922366

 

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
   در این سایت مجموعه ای از وبلاگهای اسپرانتو زبان با آخرین تغییرات و به روز معرفی می شود.

http://e-planedo.kerno.org/

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
 

موزه بین المللی اسپرانتو در اتریش که یکی از معتبرترین موزه های اسپرانتو است به تازگی تغییر مکان داده و تجدید سازمان شده است. در این موزه اسناد زیادی درباره اسپرانتو یافت میشود و بسیاری از آنها در سایت آن قابل دسترسی هستند.

http://www.onb.ac.at/sammlungen/plansprachen/eo/index.htm

 
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
  مجموعه ای از کتابهای اسپرانتویی را به صورت پی دی اف در نشانی زیر میتوانید بخوانید و پیاده سازی کنید. لازم به ذکر است که بر تعداد این مجوعه هر چند وقت افزوده میشود.http://www.esperanto-ct.org/vilanova/inko.html  
 
   |    نوشته شده توسط ReTo
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور